گزارشگر ویژه سازمان ملل: طالبان هیچ تمایلی به تغییر سیاستهای سرکوبگرانه خود ندارد

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور افغانستان اعلام کرد طالبان هیچ تمایلی به اصلاح یا تغییر سیاستهای «سرکوبگرانه و تبعیضآمیز» خود نشان نداده است.

ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور افغانستان اعلام کرد طالبان هیچ تمایلی به اصلاح یا تغییر سیاستهای «سرکوبگرانه و تبعیضآمیز» خود نشان نداده است.
او روز چهارشنبه ۲۸ اکتبر/ ۶ عقرب در نشست کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل که با موضوع ارتقا و حمایت از حقوق بشر برگزار شد، گفت طالبان با صدور فرامین و دستورالعملهای متعدد، محدودیتها و سرکوب علیه شهروندان افغان بهویژه زنان و دختران را تشدید کرده است.
به گفته آقای بنت، با گذشت پنج سال از تسلط دوباره طالبان، برنامه سرکوب و تبعیض نهادینهشده در این کشور نه تنها کاهش نیافته، بلکه با صدور بیش از ۲۰۰ فرمان و دستورالعمل شدیدتر شده و آثار ویرانگری بر زندگی شهروندان، بهویژه زنان و دختران بر جای گذاشته است.
آقای بنت همچنین با بیان اینکه دو سوم جمعیت افغانستان زیر ۲۵ سال هستند، هشدار داد محرومیت بیش از ۲.۶ میلیون دختر از تحصیل، گسترش مدارس جهادی، افزایش کار کودکان، فروش کودکان توسط خانوادههای نیازمند و رشد آمار خودکشی میان دختران، آینده افغانستان و ثبات منطقه را به شدت تهدید میکند.
تلفات غیرنظامیان و بحران بازگشت مهاجران
در بخش دیگری از این سخنرانی به تلفات سنگین غیرنظامیان اشاره شد. بر اساس گزارش یوناما، در سال گذشته درگیریهای مرزی با پاکستان بیش از ۵۱۲ کشته و ۱۲۰۰ زخمی بر جای گذاشته که بیشتر آنان زنان و کودکان بودهاند. همچنین حمله هوایی ماه مارچ به یک مرکز ترک اعتیاد در کابل ۲۶۹ کشته برجای گذاشت که هیچ تحقیقاتی درباره آن ارائه نشده است.
از سوی دیگر، بازگشت و اخراج میلیونی افغانها از ایران و پاکستان، فشار بر خدمات بشردوستانه را مضاعف کرده است.
به گفته آقای بنت، ۶۰ درصد از بازگشتکنندگان را کودکان و جوانان تشکیل میدهند و برخی از آنان به دلیل وابستگیهای گذشته به حکومت پیشین، فعالیتهای حقوق بشری یا هویت قومی و مذهبی (به ویژه هزارهها، هندوها و سیکها) با بازداشتهای خودسرانه، غصب املاک و خطر مجازاتهای سخت روبرو هستند.
درخواست از جامعه جهانی
گزارشگر ویژه سازمان ملل از جامعه بینالمللی و کشورهای عضو خواست تا زمانی که طالبان تغییرات ملموسی در سیاستهای سرکوبگرانه خود ایجاد نکرده است، از عادیسازی روابط و مشروعیتبخشی به این گروه خودداری کنند.
وی تاکید کرد که تعامل با طالبان نباید به قیمت نادیده گرفتن حقوق بشر و رسمیت بخشیدن به «آپارتاید جنسیتی» تمام شود و از اهداکنندگان بینالمللی خواست بودجههای بشردوستانه در بخشهای آموزش، سلامت روان، ماینروبی و تغذیه را حفظ کرده و در کنار مردم افغانستان بایستند.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان روز چهارشنبه، ۶ عقرب ادعای وزارت دفاع اداره طالبان درباره درگیری در منطقه مرزی انگور اده را رد کرد و آن را «دروغپردازی» خواند. دو طرف یکدیگر را به آغاز درگیری متهم کردهاند و روایتهای متضادی از چگونگی وقوع این رویداد ارائه کردهاند.
وزارت اطلاعات پاکستان در بیانیهای گفت که نیروهای اداره طالبان روز سهشنبه، ۵ عقرب بدون هیچ دلیل به پاسگاههای ارتش پاکستان و مناطق مسکونی در وزیرستان جنوبی سفلی تیراندازی کردند.
به گفته این وزارت، در این رویداد یک غیرنظامی کشته و پنج تن دیگر زخمی شدند.
وزارت دفاع اداره طالبان پیشتر ادعا کرده بود که پاکستان بدون تحریک قبلی یا دلیل موجه، با استفاده از پهپاد بازار انگور اده و یک دفتر ملکی در ولایت پکتیکا را هدف قرار داد. این وزارت گفته بود که نیروهای طالبان در پاسخ، به یک پایگاه نظامی و پاسگاههای نزدیک پاکستان حمله کردند.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان در واکنش به این ادعاها گفت که نیروهای اداره طالبان آغازگر تیراندازی و گلولهباران با هاوان علیه غیرنظامیان بیدفاع در خاک پاکستان بودند.
این وزارت همچنین ادعا کرد که نیروهای پاکستانی در واکنش فوری به این حمله، تلفات سنگین جانی و خسارات مادی به نیروهای طالبان وارد کردند و هفت پاسگاه آنان را ویران ساختند.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان بدون ارائه شواهد مستقل، مدعی شد که اقدامات نیروهای طالبان از الگوی رفتاری و دستورهای هند پیروی میکند.
فیصل کریم کوندی، والی ایالت خیبرپختونخوا پاکستان، نیز تیراندازی از سمت افغانستان را محکوم کرد و گفت که پاکستان حمله به شهروندان خود یا نقض حاکمیت این کشور را تحمل نخواهد کرد.
به گفته مقامهای پاکستانی، تیراندازی از پاسگاههای داخل خاک افغانستان آغاز شد و نیروهای پاکستانی را با سلاحهای سبک و سنگین هدف قرار داد. منابع پاکستانی گفتهاند که ارتش این کشور در پاسخ، چندین پاسگاه، مواضع هاوان و سنگرهای دفاعی نیروهای طالبان را با سلاحهای سبک و سنگین، از جمله توپخانه، هدف قرار داد.
انگور اده از گذرگاههای مهم و حساس مرزی میان افغانستان و پاکستان است و مسیر مهمی برای تجارت و رفتوآمد مردم میان دو کشور به شمار میرود.
تنشها میان پاکستان و اداره طالبان در سالهای اخیر، بهویژه بر سر حضور گروههای مسلح در افغانستان و حملهها در خاک پاکستان، افزایش یافته است. اسلامآباد بارها از اداره طالبان خواسته است که پناهگاههای تحریک طالبان پاکستان را در افغانستان برچیند. مقامهای پاکستانی میگویند که این درخواستها تاکنون نتیجهای نداشته است.
در ماههای اخیر، دو طرف بارها یکدیگر را به حملههای مرزی متهم کردهاند. پاکستان در ماه سنبله و اوایل میزان نیز حملههای هوایی به آنچه پناهگاههای تروریستی در افغانستان خواند، انجام داد. اداره طالبان این حملهها را نقض حاکمیت افغانستان دانسته است.
آلبرت خوریف، سفیر روسیه در پاکستان گفت که زبان پشتو میان بخشی از مردم پاکستان و افغانستان مشترک است و میتواند به درک متقابل و آشتی دو کشور کمک کند. او افزود که طرح تازه روسیه نیز تلاشی برای کمک به حل اختلافهای اسلامآباد و اداره طالبان است.
خوریف روز سهشنبه، ۵ عقرب در مراسم رونمایی از کتاب «دستور زبان کاربردی پیشرفته پشتو» در سفارت روسیه در پاکستان سخن میگفت. او گفت که هدف از برگزاری این مراسم در سفارت، جلب توجه رهبران و محافل سیاسی دو کشور به زبان مشترک بخشی از مردم پاکستان و افغانستان است.
سفیر روسیه افزود که این ابتکار، دعوت دیگری به مصالحه و تلاشی از سوی مسکو برای کمک به حل اختلافهای اسلامآباد و طالبان است.
او با اشاره به جنگ روسیه و اوکراین گفت که زبان روسی میتواند به آشتی میان این دو کشور کمک کند و زبان پشتو نیز میتواند نقش مشابهی در روابط پاکستان و افغانستان داشته باشد.
رونمایی از کتاب دستور زبان پشتو
حفیظالرحمان دوران، نویسنده کتاب و استاد دانشگاه ملی زبانهای نوین پاکستان، محمد فاروق انجم، رئیس بخش زبانهای پاکستانی این دانشگاه، و سردار احمد شکیب، سفیر اداره طالبان در پاکستان، در این مراسم حضور داشتند. شماری از دانشگاهیان و نمایندگان رسانههای پاکستان نیز در این برنامه شرکت کردند.
سفارت روسیه گفته است که این ابتکار با هدف گسترش همکاری میان زبانشناسان روسی و پاکستانی آغاز شده است. به گفته این سفارت، کتاب برای جبران کمبود منابع آموزشی معاصر درباره دستور زبان پشتو و تشویق دانشجویان دانشگاههای روسیه به یادگیری این زبان تهیه شده است.
قرار است نسخههایی از این کتاب در اختیار دانشگاههای روسیه قرار گیرد که زبان پشتو در آنها تدریس میشود.
اعلام آمادگی روسیه برای میانجیگری
این برنامه در حالی برگزار شده است که روسیه در هفتههای اخیر برای کمک به کاهش تنش میان پاکستان و اداره طالبان اعلام آمادگی کرده است.
ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیسجمهور روسیه در امور افغانستان، گفته است که مسکو در صورت درخواست دو طرف، آماده میانجیگری و کمک به ازسرگیری مذاکرات است.
حدود دو هفته پیش، ولادیمیر کولوکولتسف، وزیر داخله روسیه، با مقامهای ملکی و نظامی پاکستان در اسلامآباد و راولپندی دیدار کرد. همزمان، سرگئی ناریشکین، رئیس اداره استخبارات خارجی روسیه، در کابل با عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات اداره طالبان، دیدار کرد.
سفیر روسیه در پاکستان پس از این دیدارها گفت که تنش میان دو طرف و بستهماندن گذرگاههای مرزی، بر تجارت و روابط اقتصادی منطقه نیز تاثیر گذاشته است. با این حال، پاکستان و طالبان به طرح میانجیگری روسیه واکنشی رسمی نشان ندادهاند.
منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که جمهوری اسلامی ایران دفتر حمایت از نظامیان پیشین افغان را که جنرال اکرامالدین سریع بنیان گذاشته بود، بسته است. این دفتر در زمینه فراهم کردن زمینه اقامت برای هزاران نظامی پیشین افغانستان در ایران کار میکرد.
منابع روز چهارشنبه، ششم عقرب به افغانستان اینترنشنال گفتند که مقامهای ایرانی حدود چهار روز پیش از مسئولان این دفتر خواستند فعالیت این دفتر را متوقف کنند. به گفته منابع، مقامهای جمهوری اسلامی توضیح روشنی درباره دلیل این تصمیم نداده و از مسئولان دفتر خواستهاند تا اطلاع بعدی فعالیتهای خود را متوقف کنند.
با این حال، مسئولان این دفتر در تلاش برای بازگشایی آن هستند.
دفتر حمایت از نظامیان پیشین پس از مهاجرت گسترده سربازان و افسران ارتش سابق افغانستان به ایران از سوی جنرال اکرامالدین سریع، از فرماندهان پیشین پولیس، ایجاد شده بود و در زمینه دریافت اسناد اقامت برای هزاران نظامی پیشین افغان فعالیت میکرد.
آقای سریع در ماه جدی ۱۴۰۴ در تهران ترور شد، اما دفتر او پس از مرگش نیز زیر نظریکی از نزدیکانش به فعالیت خود ادامه داد.
این دفتر در حالی بسته شده که شماری از نظامیان پیشین افغانستان میگویند جمهوری اسلامی اقامت صدها تن از آنان را تمدید نکرده است.
چند نظامی پیشین روز چهارشنبه به افغانستان اینترنشنال گفتند که مدت اقامت برخی از آنان پایان یافته و اعتبار اقامت شماری دیگر نیز در آستانه پایان است. آنان گفتند که برای تمدید اقامت به اداره کفالت و گذرنامه ایران مراجعه کردهاند، اما درخواستهایشان پذیرفته نشده و مأموران ایرانی از آنان خواستهاند به افغانستان برگردند.
به گفته این نظامیان، بسیاری از آنان پیشتر از طریق دفتر جنرال سریع اقامت ایران را دریافت کرده بودند. برخی از این افراد در تهران و اصفهان زندگی میکنند و نگراناند که با تمدید نشدن اقامتشان، مجبور به بازگشت به افغانستان شوند.
یک منبع نزدیک به دفتر سریع نیز به افغانستان اینترنشنال تأیید کرد که اقامت صدها نظامی پیشین افغانستان تمدید نشده است. او گفت که حدود ۱۷ هزار نظامی پیشین در دفتر جنرال سریع ثبت شده بودند، اما شمار نظامیان پیشین افغان در ایران بیشتر از این است.
این منبع افزود که پس از جنگ امریکا و اسرائیل، روند تمدید اقامت نظامیان پیشین افغانستان در ایران دشوارتر شده و از آن زمان تقریباً اقامت هیچیک از این نظامیان تمدید نشده است.
او گفت روشن نیست که تمدید نشدن اقامت نظامیان پیشین و بسته شدن دفتر جنرال سریع ناشی از تحولات امنیتی اخیر در ایران است یا فشارهای طالبان.
نظامیان پیشین افغانستان هشدار میدهند که در صورت بازگشت به کشور، با خطر بازداشت، شکنجه و حتی قتل از سوی طالبان روبهرو خواهند شد. یک منبع نزدیک به دفتر جنرال سریع گفت اسنادی در اختیار دارد که نشان میدهد شماری از نظامیان پیشین پس از بازگشت یا اخراج از ایران بازداشت، شکنجه یا کشته شدهاند.
این منبع همچنین به کشته شدن یک نظامی پیشین در ولایت بغلان اشاره کرد که به گفته او، پس از تمدید نشدن اقامتش در ایران به افغانستان بازگشته بود و چند روز پیش از سوی طالبان در برابر خانوادهاش کشته شد.
منابع معتبر به افغانستان اینترنشنال خبر دادند که جمهوری اسلامی ایران، اقامت صدها نظامی افغان را که به این کشور پناه بردهاند، تمدید نکرده است.
افغانستان اینترنشنال با شماری از این نظامیان در تهران و اصفهان صحبت کرد که گفتند مهلت اقامتشان پایان یافته یا در آستانه پایان یافتن است. به گفته این افراد، آنان برای تمدید اقامت به اداره کفالت و گذرنامه ایران مراجعه کردهاند، اما درخواستهایشان پذیرفته نشده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به افغانستان اینترنشنال، این نظامیان پیشتر از طریق دفتر جنرال اکرامالدین سریع در تهران اقامت گرفته بودند. آنان میگویند مقامهای ایرانی به آنها گفتهاند که اقامتهای قبلی بر اساس یک دستور صادر شده بود، اما برای تمدید آنها دستور جدیدی صادر نشده است.
جنرال اکرامالدین سریع، از فرماندهان پیشین پولیس افغانستان، در ماه جدی ۱۴۰۴ در تهران ترور شد. دفتر متعلق به او در تهران بهطور گسترده با نظامیان پیشین افغانستان برای دریافت اقامت در ایران همکاری میکرد.
منابع میگویند تنها در اصفهان حدود ۵۰۰ نظامی پیشین افغانستان زندگی میکنند که اقامتشان تمدید نشده است. به گفته آنان، این اسناد اقامت برای یک سال صادر میشد و هر سال تمدید میگردید.
یک منبع نزدیک به دفتر جنرال سریع نیز به افغانستان اینترنشنال تأیید کرد که اقامت افرادی که از طریق این دفتر گرفته شده بود و دیگر نظامیان پیشین، تمدید نشده است. او گفت که پس از حملات امریکا و اسرائيل، روند تمدید اقامت نظامیان پیشین افغانستان در ایران دشوارتر شده و از آن زمان، تقریباً اقامت هیچیک از این نظامیان تمدید نشده است.
این منبع گفت که حدود ۱۷ هزار نظامی پیشین در دفتر جنرال سریع ثبت شدهاند، اما شمار نظامیان پیشین افغانستان که در ایران به سر میبرند، بیشتر از این است.
او هشدار داد که بازگشت اجباری این افراد به افغانستان میتواند آنان را با خطر بازداشت، شکنجه و قتل از سوی طالبان روبهرو کند. این منبع که مستقیماً در روند دریافت اقامت برای نظامیان پیشین دخیل بوده است، گفت اسناد معتبری در اختیار دارد که نشان میدهد شماری از نظامیان پیشین پس از بازگشت یا اخراج از ایران بازداشت، شکنجه یا کشته شدهاند.
او همچنین گفت که اخیرا یک نظامی پیشین در ولایت بغلان از سوی طالبان در برابر اعضای خانوادهاش کشته شد که پیشتر به دلیل تمدید نشدن اقامتش در ایران به افغانستان بازگشته بود.
این منبع افزود که مقامهای جمهوری اسلامی مانند گذشته انگیزهای برای حمایت از نظامیان پیشین افغانستان ندارند. به گفته او، روشن نیست که این تغییر رویکرد ناشی از تحولات امنیتی اخیر در ایران است یا فشار طالبان.
نظامیان پیشین میگویند تمدید نشدن اقامتشان آنان را با بیسرنوشتی و نگرانی درباره آینده خود و خانوادههایشان روبهرو کرده است.
یکی از این نظامیان که با خانوادهاش در اصفهان زندگی میکند و مشغول کارگری است، به افغانستان اینترنشنال گفت که در حکومت پیشین یکی از فرماندهان نظامی بوده است. او گفت در روزهای نخست بازگشت طالبان به قدرت به ایران فرار کرد و اکنون نگران است که در صورت اخراج به افغانستان، جانش در خطر قرار گیرد.
این نظامی پیشین گفت که نمیداند در صورت تمدید نشدن اقامتش چه سرنوشتی در انتظار او و خانوادهاش خواهد بود.
بازگشت صدها هزار مهاجر از ایران و پاکستان، بازار مسکن و کار را در ولایت بلخ و مناطق همجوار با بحران روبهرو کرده است. یافتههای افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که با وجود رونق ساختوساز در مزارشریف، کرایه خانهها در این شهر افزایش یافته و بسیاری از کارگران بیکار ماندهاند.
برخلاف رکود در دیگر بخشهای اقتصادی، شهر مزارشریف شاهد شتاب کمسابقه ساختوساز و احداث مجتمعهای ساختمانی و آپارتمانها است؛ رونقی که به دلیل سرمایهگذاری تاجران در بازار غیرمنقول شکل گرفته است. با این حال، پروژههای ساختمانی نهتنها گرهی از کارگران بازگشته نگشوده، بلکه میدان کار را با عرضه بیش از حد نیروی کار به یک بحران بدل کرده است.
عظیم، یکی از بازگشتکنندگان از ایران که پس از سالها کارگری در کورههای خشتپزی و ساختمانهای تهران به مزارشریف بازگشته است، نمونهای عینی از این پارادوکس شهری است.
او به افغانستان اینترنشنال گفت که ساختمانسازی در مزارشریف بسیار زیاد است و در هر گوشه شهر کار ساختمانی جریان دارد، اما کارگر بازگشته آنقدر زیاد شده که برای آنها اکثر روزها کار پیدا نمیشود. به گفته او، صدها نفر برای چند کار ساده صف میکشند و کارفرمایان دستمزدها را بهشدت پایین آوردهاند.
این انباشت نفوس سبب شده تا چوکهای کارگری مزارشریف، بهویژه در چوک کامگار، سیدآباد و دروازه بلخ، از نخستین ساعات صبح شاهد انبوه کارگران بیلبهدست باشد؛ کارگرانی باتجربه که با وجود فعال بودن پروژههای عمرانی در شهر، به دلیل فزونی کارجویان روزها دستخالی و بدون کار روزمزد به سر میبرند.
جهش کرایهها و حاشیهنشینی کارگران
همزمان با بازگشت موج مهاجران، بازار مسکن مزارشریف شاهد جهش سرسامآور نرخ کرایه خانهها بوده است. آپارتمانهای نوساز که بخش بزرگی از آنها توسط سرمایهداران ساخته شدهاند، با ارقام گزاف به بازار عرضه میشوند؛ شرایطی که سرپناه را برای بازگشتکنندگان دستنیافتنی کرده است.
عظیم در حالی که بقچههای خاکآلود وسایل خود را در خیمهای در حاشیه شهر گذاشته است، میافزاید که خانههای خالی در شهر کم نیست، اما کرایهها چنان بالا رفته که از توان یک کارگر خارج است. او گفت که با دستمزدی کمی کارگری و کار کم، چگونه میتوان ماهانه ده تا پانزده هزار افغانی کرایه داد؟ به همین دلیل اکثر بازگشتهها در حاشیههای شهر در زمینهای غیر مسکونی زندگی میکنند.
سرریز جمعیتی در امتداد شاهراه
فشار غیرقابلتحمل هزینهها و کرایههای بلند در مزارشریف، خانوادههای ناتوان را به فراتر از مرزهای ولایت بلخ هدایت کرده است. شاهراه حلقوی با فاصلهای نزدیک به ۶۰ کیلومتر، مرکز بلخ را به ولسوالی آقچه در ولایت همجوار جوزجان پیوند میدهد؛ معبری که مسیر انتقال سرریز جمعیتی از مرکز به این ولسوالی همسایه شده است.
در آقچه، این شوک جمعیتی بهای زمین را زیر و رو کرده است. نظیف احمد، وکیل یکی از روستاهای ولسوالی آقچه، به افغانستان اینترنشنال افزود «پیش از آغاز این موج اخراجها از ایران و پاکستان، قیمت یک جریب زمین در این اطراف حدود صد هزار افغانی بود، اما با هجوم مهاجران و تقاضای فوری برای سرپناه، به نزدیک یک میلیون افغانی رسیده است».
به گفته این نماینده محلی، رشد شتابان جمعیت سبب شده تا اراضی زراعتی اطراف آقچه به سرعت بلعیده شوند و به بازار شهری بپیوندند. صدها دکان تازه در بخشهای لباسفروشی، پردهفروشی و سیمساری ایجاد شدهاند، اما این مشاغل خُرد پاسخی به تراکم نیروی کار جوان نیستند.
حباب زمین و دام دلالان
کارشناسان محلی تأکید میکنند که رشد دهبرابری قیمت زمین در آقچه نتیجه دلالی و وحشت خانوادهها از بیپناهی است. کمیشنکاران و دفاتر معاملات با بهرهبرداری از پساندازهای محدودی که مهاجران از سالها کارگری در ایران و پاکستان با خود آورده بودند، زمینهای بایر و دیمه را با نرخهای گزاف به آنان فروختند.
خانوادهها از بیم اینکه با پرداخت کرایههای سنگین تمام سرمایه نقدیشان بسوزد، داراییشان را به قطعه زمینهای بدون زیرساخت، آب و برق در آقچه تبدیل کردند تا دستکم سرپناهی گلی برپا کنند.
شکاف فرهنگی و انزوای اجتماعی
در کنار چالشهای کار و مسکن، شکاف فرهنگی و گویشی مانع دیگری در برابر مهاجران بازگشته است. کارگرانی که سالها در محیطهای شهری و کارگری ایران زیستهاند، پس از بازگشت ناگهانی به جوامع بسته شمال افغانستان، در ادغام با محیط بومی با چالش مواجه میشوند.
ثریا رحمانی، پژوهشگر جامعهشناسی و مهاجرت، به افغانستان اینترنشنال گفت: «تفاوتهای لهجهای و خردهفرهنگهایی که در دوره مهاجرت شکل گرفته، روند پذیرش کارگران بازگشته در شبکههای اعتمادساز بازار محلی را دشوار میسازد. در غیاب حمایتهای اجتماعی، این افراد بیشتر در معرض انزوای معیشتی و شکلگیری مناطق حاشیهنشین در اطراف شهرهای بلخ و جوزجان قرار میگیرند.»
بنبست اقتصادی و مشاغل کاذب
شهیم احمدی، کارشناس امور اقتصادی، در تحلیل این چرخه به افغانستان اینترنشنال گفت: «این پدیده بیانگر تورم تحمیلی ناشی از شوک جمعیت است. پول مهاجر وارد بخشهای مولد صنعتی نشده، بلکه صرف خرید خاک و چهاردیواری شده است. از سوی دیگر، انبوه دکانهای سیمساری و کالاهای دستدوم در آقچه، نشانه افت شدید قدرت خرید مردم است؛ زیرا در نبود زیرساختهای صادراتی و تولیدی، تکثیر دکانها تنها به کوچکتر شدن سفره کسبه میانجامد.»
رامین ناصری، کارشناس توسعه شهری نیز معتقد است که گسترش ساختوسازهای تجاری در مزارشریف به جای پاسخ به مسکن اجتماعی، به کانالی برای سوداگری مالی سرمایهداران بدل شده و روند تخریب زمینهای زراعتی آقچه نیز بحران امنیت غذایی شمال را عمیقتر کرده است.
پیشینه؛ بحران منابع و خشکسالی
بر بنیاد برآوردهای سازمان ملل متحد، در پی بازگشت میلیونها مهاجر، نفوس ولایت بلخ ۱۱.۴ درصد و جمعیت ولسوالی آقچه در جوزجان دستکم ۲۶ درصد رشد داشته است. این تراکم ناگهانی در جغرافیایی رخ میدهد که سالها با خشکسالی مداوم، افت شدید آبهای زیرزمینی و خشکیدن کاریزها روبهرو بوده است.
نهادهای بینالمللی هشدار دادهاند که فشار سنگین بر زیرساختهای زیستی و رقابت فشرده بر سر کار و آب، بستر منازعات اجتماعی را فراهم میسازد.
در نزدیکیهای غروب، عظیم و دهها کارگر خسته دیگر، بیلهای خود را بر دوش کشیده و با دستان خالی به اتاقها و خیمههای محقر حاشیه شهر برمیگردند؛ زمستان در راه است و صدای ساختوساز برجهای بلند مزارشریف در گوش کارگرانی میپیچد که از پس پرداخت کرایه یک اتاق ساده نیز برنمیآیند.