مهاجران افغان در پاکستان پس از رد پروندهها از سوی آلمان نگران اخراج به حاکمیت طالباناند
شماری از خانوادههای افغان مقیم پاکستان که مدت زیادی در انتظار انتقال به آلمان بودند، میگویند پس از دریافت پاسخ رد برای پروندههای مهاجرتیشان با فشار شدید روانی، نگرانیهای امنیتی و آیندهای نامعلوم روبهرو شدهاند.
این خانوادهها از دولت آلمان میخواهند با در نظر گرفتن شرایط امنیتی و وضعیت آسیبپذیر آنان، پروندههایشان را دوباره بررسی کرده و درباره گزینههای قانونی پیشرو معلومات روشن ارائه کند.
شماری از شهروندان افغان که در چارچوب برنامههای پذیرش آلمان در پاکستان منتظر انتقال به این کشور بودند، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفتهاند رد شدن پروندههای مهاجرتی آنان، پس از ماهها انتظار، آنان و خانوادههایشان را در وضعیت دشوار روحی و روانی قرار داده است.
برخی از متقاضیان میگویند در حالی که مقامهای آلمانی پس از انجام مصاحبههای امنیتی به آنان گفته بودند مشکلات پروندهها برطرف شده و روند انتقال ادامه خواهد یافت، اکنون ایمیلهایی دریافت کردهاند که از رد نهایی درخواست یا شکست پروندههای آنان در محاکم خبر میدهد.
به گفته این خانوادهها، حدود ۳۵ پرونده که شامل نزدیک به ۱۸۰ نفر از زنان، کودکان و مردان بزرگسال میشود، اخیراً پاسخ رد دریافت کردهاند. آنان میگویند بسیاری از این پروندهها همچنان در مراحل حقوقی قرار دارد و متقاضیان از طریق وکلای خود در حال پیگیری هستند.
شماری از این افراد که اکنون در اقامتگاههای تحت حمایت برنامه همکاری آلمان زندگی میکنند، میگویند پس از دریافت پاسخ رد، از آنان خواسته شده است محل اقامت خود را ترک کنند. این موضوع نگرانیها را درباره سرنوشت صدها نفر که هنوز راهحل مشخصی برای آینده خود ندارند، افزایش داده است.
با این حال، روند انتقال از سال ۲۰۲۴ به اینسو با کندی و ابهام روبهرو شد. بسیاری از متقاضیان ماهها و حتی سالها در انتظار تصمیم نهایی باقی ماندند و در این مدت با مشکلات اقامتی، محدودیتهای اقتصادی و نگرانی از بازداشت یا اخراج از پاکستان مواجه بودند.
متقاضیان همچنین میگویند در سالهای اخیر برخی از افغانهای دارای پرونده مهاجرتی آلمان در پاکستان به دلیل مشکلات اقامتی بازداشت یا اخراج شدهاند. به گفته آنان، این وضعیت بر نگرانیهای موجود افزوده و احساس ناامنی را در میان خانوادههای منتظر انتقال تشدید کرده است.
این افراد میگویند به دلیل نگرانیهای امنیتی و تهدیدهای احتمالی افغانستان را ترک کرده بودند و امیدوار بودند از طریق برنامههای پذیرش آلمان به کشوری امن منتقل شوند. اما اکنون، پس از دریافت پاسخ رد، نه تنها با آیندهای نامعلوم روبهرو شدهاند، بلکه با مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی نیز دستوپنجه نرم میکنند.
برخی از این متقاضیان توضیح دادند که پروندههای آنان در چارچوب مادههای ۲۲ و ۲۳ قانون اقامت آلمان بررسی شده بود. آنان میگویند بخش بزرگی از افرادی که شامل ماده ۲۳ بودند، پیشتر نامههای پذیرش دریافت کرده و به امید انتقال به آلمان در پاکستان منتظر مانده بودند.
به گفته این مهاجران، دولت آلمان در سالهای گذشته برای شماری از متقاضیان افغان در پاکستان امکانات اقامتی و حمایتهای اولیه فراهم کرده بود و بخشی از افراد دارای نامه پذیرش نیز به آلمان منتقل شدند. اما از آغاز سال ۲۰۲۴ روند انتقال متوقف یا بهشدت کند شد و بسیاری از متقاضیان، با وجود داشتن اسناد پذیرش اولیه، نتوانستند ویزای مهاجرتی دریافت کنند.
این افراد مدعیاند که در پی تحولات حقوقی و قضایی مربوط به برنامههای پذیرش، صدها متقاضی افغان پاسخ رد دریافت کردهاند. به گفته آنان، نهادهای حامی پناهجویان، از جمله موسسه کابل لیفت بروکه، برای پیگیری پروندهها و گرفتن وکیل تلاش کردهاند، اما بخش قابل توجهی از درخواستها همچنان رد شده یا در انتظار رسیدگی قضایی باقی مانده است.
این خانوادهها از دولت آلمان و نهادهای مسئول خواستهاند در بررسی پروندهها شرایط امنیتی افغانستان، وضعیت آسیبپذیر زنان و کودکان و خطرات احتمالی بازگشت را در نظر بگیرند.
برنامه پذیرش شهروندان افغان از سوی آلمان پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان راهاندازی شد و هزاران نفر از افرادی را هدف قرار داد که به دلیل فعالیتهای رسانهای، حقوق بشری، مدنی، آموزشی یا همکاری با نهادهای خارجی خود را در معرض خطر میدانستند. بخشی از این افراد پس از دریافت وعده پذیرش یا نامههای اولیه تأیید، به پاکستان رفتند و منتظر تکمیل مراحل امنیتی، صدور ویزا و انتقال به آلمان ماندند.
باشندگان شهر فیضآباد، مرکز بدخشان، میگویند که پس از وقوع چندین انفجار در هفتههای اخیر، حضور نیروهای طالبان و شمار ایستهای بازرسی این گروه در بخشهای مختلف شهر افزایش یافته است.
شهروندان طالبان را متهم میکنند که به بهانه تامین امنیت، باشندگان محلی را آزار و اذیت میکنند.
باشندگان بدخشان روز دوشنبه، ۴ عقرب، به افغانستان اینترنشنال گفتند که شمار نیروهای طالبان، تانکها و موترهای نظامی این گروه در شهر فیضآباد افزایش یافته و ایستهای بازرسی نیز در مقایسه با یک ماه پیش گسترش یافتهاند.
یکی از باشندگان دشت شهدا در شهر فیضآباد گفت که پس از وقوع چند انفجار در این منطقه، ایجاد ایستهای بازرسی و حضور نیروهای طالبان با تانکها و تجهیزات نظامی، سبب آزار و اذیت گستردهٔ مردم شده است. او افزود: «طالبان در فاصلهٔ دو کیلومتری سه ایست بازرسی ایجاد کردهاند.»
یک باشنده حوزه دوم فیضآباد نیز گفت که پس از حمله به موتر استخبارات طالبان، در این ساحه نیروهای این گروه بهصورت شبانهروزی در این منطقه ایست بازرسی ایجاد کردهاند. به گفتهٔ او، یک تانک همراه با چند نیروی طالبان نیز بهگونهٔ دایمی در این منطقه مستقر است.
جبههٔ مقاومت ملی مسئولیت بر نیروهای استخبارات را بر عهده گرفته بود.
صفیالله متوکل، از چهرههای کلیدی استخبارات طالبان در بدخشان، هدف این حمله بود.
تصویری که از محل رویداد به دست رسیده است، حضور نیروهای طالبان در کنار جاده را نشان میدهد.
منابع میگویند که حوزه دوم شهر فیضآباد در یک ماه اخیر، شاهد بیشترین رویدادهای امنیتی در این شهر بوده است.
در یک ماه اخیر، جبهه مقاومت ملی، جبهه آزادی افغانستان و روند سبز به رهبری امرالله صالح، حملاتی را در ولایت بدخشان انجام دادهاند.
روند سبز هفته گذشته از حمله به موتر طالبان در شاهراه کشم–فیضآباد خبر داد و ویدیویی از این حمله را نیز منتشر کرد. یک منبع در میان طالبان گفت که نیروهای غلامالله احمدی، معاون فرقه طالبان در بدخشان، هدف این حمله بودهاند.
کارشناسان نظامی میگویند که طالبان از وضعیت امنیتی بدخشان بهشدت نگراناند و با جابهجایی نیروها، تغییر و تبدیل مسئولان ملکی و نظامی و ایجاد مراکز عملیات پهپادی، تلاش میکنند از گسترش درگیریها و ناآرامیها جلوگیری کنند.
به باور این کارشناسان، جبهههای مخالف طالبان عملاً در برخی مناطق جغرافیایی نفوذ و حضور خود را گسترش دادهاند و از حملات چریکی بهسوی درگیریهای مستقیم پیش رفتهاند؛ وضعیتی که مهار آن میتواند برای طالبان با توجه به افزایش مخالفتهای مردم و نارضایتیهای درونی این گروه، دشوار باشد.
شماری از مهاجران افغان در ایران میگویند تصویب مادهای در مجلس این کشور که امکان جریمه نقدی تا سقف ۱۰ هزار یورو را برای برخی شهروندان خارجی پیشبینی میکند، نگرانی آنان درباره آینده اقامت و زندگی خانوادههایشان را افزایش داده است.
این مهاجران روز دوشنبه، چهارم عقرب، در پیامهایی به افغانستان اینترنشنال گفتند که از احتمال اخراج و ناتوانی در پرداخت جریمههای سنگین نگراناند.
مجلس ایران روز سوم عقرب مادهای از طرح مقابله با نفوذ بیگانگان را تصویب کرد که بر اساس آن، برخی شهروندان خارجی که بهصورت غیرمجاز وارد ایران شده یا به شکل غیرقانونی در این کشور اقامت داشته باشند، ممکن است علاوه بر اخراج، به پرداخت جریمه نقدی تا سقف ۱۰ هزار یورو محکوم شوند.
بر اساس متن این مصوبه، میزان جریمه را مقام قضایی با درنظرگرفتن شرایط و توان مالی فرد تعیین میکند. این ماده همچنین برای برخی موارد مربوط به اقامت غیرقانونی، ثبت اطلاعات بایومتریک و اخراج را پیشبینی میکند.
مراد شریفی، یک مهاجر افغان در ایران، میگوید خانوادههایی که سالها در این کشور زندگی و کار کردهاند، اکنون درباره آینده خود با ابهام روبهرو هستند.
او از مقامهای ایرانی میپرسد: «آیا این خبر، برای بسیاری از این انسانهای بیپناه، همان آخرین میخ بر تابوت امیدشان نیست؟»
شماری از مهاجران افغان در پیامهای خود به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که بسیاری از خانوادهها پس از سالها زندگی در ایران، با نگرانی از پیامدهای اجرای این مقرره روبهرو شدهاند؛ بهویژه خانوادههایی که فرزندانشان در این کشور بزرگ شدهاند و امکان مالی محدودی برای بازگشت یا پرداخت جریمه دارند.
یکی از مهاجران در پیامی نوشته است که مهاجرت برای بسیاری از شهروندان افغانستان انتخابی آزادانه نبوده، بلکه نتیجه سالها جنگ، ناامنی، فقر و بیکاری بوده است.
او گفته است: «بسیاری از ما میان دو نگرانی گرفتار شدهایم؛ اگر به افغانستان بازگردیم با بیکاری، فقر و آینده نامعلوم روبهرو خواهیم شد و اگر بمانیم، از اخراج و جریمه هراس داریم.»
این مهاجر افزوده است که شماری از خانوادههای افغان توان پرداخت جریمههای سنگین را ندارند و اجرای این مقرره میتواند وضعیت معیشتی آنان را دشوارتر کند.
فرستنده پیام دیگری گفته است که مهاجران خواهان نادیدهگرفتن قوانین ایران نیستند، اما انتظار دارند هنگام اجرای مقررات، وضعیت خانوادههای آسیبپذیر و شرایط انسانی آنان نیز در نظر گرفته شود.
او از سازمانهای بینالمللی، نهادهای مدافع حقوق بشر و سازمانهای حامی مهاجران خواسته است به نگرانیهای افغانهای مقیم ایران توجه کنند.
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که ایران در سالهای اخیر روند بازگرداندن مهاجران افغان را افزایش داده و مقررات مربوط به اقامت اتباع خارجی نیز با سختگیری بیشتری اجرا شده است.
با این حال، تصویب این ماده بهتنهایی به معنای آن نیست که همه مهاجران افغان مشمول جریمه ۱۰ هزار یورویی خواهند شد. دامنه اجرای آن به وضعیت اقامت افراد، شرایط پرونده و تصمیم مقامهای قضایی بستگی دارد.
تا زمان انتشار این گزارش، جزئیات مستقلی درباره شمار مهاجرانی که ممکن است مشمول این جریمه شوند و زمان اجرای نهایی این مقرره در دسترس نبود.
شماری از باشندگان شهرک عمر گلستان در مکروریان سوم کابل روز دوشنبه، چهارم عقرب، در پیامی به افغانستان اینترنشنال میپرسند که چرا باید برای زندگی در خانههایی که به گفته آنان خریدهاند، کرایه بپردازند.
به گفته این باشندگان، طالبان از آنان خواستهاند که برای هر اتاق ماهانه ۴۰۰۰ افغانی کرایه بپردازند. آنان میگویند که خانههایشان را خریداری کردهاند و برای اثبات ادعای مالکیت خود، اسنادی را در اختیار دارند.
باشندگان شهرک عمر گلستان میگویند که زمین محل سکونت آنان از سوی طالبان «امارتی» اعلام شده است. آنان خواستار بررسی اسناد مالکیت و روشنشدن مبنای قانونی این تصمیم شدهاند.
بر اساس اسنادی که شماری از باشندگان در اختیار افغانستان اینترنشنال گذاشتهاند، یک سند شرعی به شماره ۲۰، جلد ۶۱۱، مورخ ۲۵ قوس ۱۳۲۱، به زمینی به مساحت ۲۲ هزار و ۴۰۰ متر مربع مربوط میشود که به نام محمد عمر خان، فرزند گلمیرخان، ثبت شده است.
همچنین، در نامهای از شهرداری کابل به تاریخ ششم سنبله ۱۳۹۳، به ارتباط این سند با زمین مورد بحث اشاره شده است. باشندگان میگویند که اسناد دیگری نیز درباره این زمین وجود دارد.
در سال ۱۳۹۱، احمدشاه عمر که خود را وارث یا نماینده قانونی وارثان محمد عمر خان معرفی کرده بود، در پیوند به این زمین به مقامهای وقت مراجعه کرده بود. در یکی از اسناد ارائهشده از سوی باشندگان نیز دستور و امضای محمد قسیم فهیم، معاون اول وقت ریاستجمهوری، دیده میشود که در آن به وزارت شهرسازی و نهادهای مربوط برای بررسی موضوع و رسیدگی شاروالی کابل به شکایت اشاره شده است.
باشندگان شهرک عمر گلستان از مقامهای طالبان خواستهاند که پیش از هرگونه اقدام، اسناد آنان را بررسی و درباره مبنای قانونی مطالبه کرایه وضاحت بدهند. آنان همچنین خواستار رسیدگی بیطرفانه به پرونده و جلوگیری از تضییع حقوق افرادی شدهاند که میگویند خانههای خود را خریداری کردهاند.
وزارت عدلیه طالبان در اعلامیهای گفته است محکمه اختصاصی رسیدگی به قضایای زمینهای غصبشده امارتی در زون مرکزی، پس از بررسی اسناد، مدارک، دفاتر املاکی و دریافت معلومات از ادارههای مربوط، حدود ۱۰.۹۹۴ جریب زمین شهرک عمر گلستان در مکروریان سوم کابل را دولتی تشخیص داده است. این وزارت گفت که پرونده قبلاً از سوی کمیسیون جلوگیری از غصب زمین به محکمه اختصاصی سپرده شده بود.
شهرداری کابل زیر اداره طالبان گفته است که این شهرک بر بنیاد تصمیم محکمه ویژه به شاروالی تسلیم داده شده است. این اداره گفته است که هیأت مربوط پس از حضور در محل و طی مراحل قانونی، زمین را از متصرفان، با حضور وکلای مدافع آنان، تحویل گرفته است.
به تازگی ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که مردی را نشان میدهد که خود را از افراد طالبان پاکستانی به سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان معرفی میکند و در گوش او چیزی میگوید.
در این ویدیو که شام شنبه، دوم عقرب نشر شد، این مرد در خوست خود را از افراد حکیمالله محسود، رهبر کشتهشده طالبان پاکستانی معرفی میکند.
این نوار تصویری کوتاه در مجموع ۴۸ ثانیه است و سراجالدین حقانی را در داخل یک موتر نشان میدهد و هوادارانش تلاش میکنند به او نزدیک شوند و دست بدهند.
در ابتدای ویدیو، شماری از جوانان دست و صورت حقانی را میبوسند و او نیز از جیب خود پول نقد درآورده و به آنها توزیع میکند.
در ثانیه بیستوششم این نوار، مرد جوانی با دستمال سبزرنگ بر سر به سراجالدین حقانی نزدیک میشود و با لهجه وزیری به زبان پشتو میگوید: «یک قصه دارم با تو... من و جلالیم میخواستیم همراه ولسوال مجاهد بیاییم. من ذبیحالله هستم، از کوتکی و از افراد حکیمالله محسود و قاری علی حسین.»
تصاویر نشان میدهد که حقانی با شنیدن نامهای حکیمالله محسود و قاری علی حسین، بلافاصله واکنش نشان داده و تلاش میکند با دست خود آن مرد جوان را عقب بزند و او را به یکی از افراد امنیتی همراهش که گفته میشود از تیم محافظانش است، حواله میدهد؛ حقانی سپس بیدرنگ روی خود را برگردانده و به احوالپرسی با سایر افراد ادامه میدهد.
حکیمالله محسود رهبر پیشین تحریک طالبان پاکستان بود و قاری علی حسین، از چهرههای مهم و بدنام این گروه به شمار میرفت که مسئولیت اصلی آموزش، سازماندهی و تجهیز مهاجمان انتحاری را بر عهده داشت.
حکیمالله محسود، در ۱۰ عقرب ۱۳۹۲ در حمله هواپیمای بیسرنشین امریکا در وزیرستان شمالی کشته شد و قاری حسین نیز در ۱۵ میزان ۱۳۸۹ در حمله مشابه امریکا کشته شده بود.
بر بنیاد گزارشهای امنیتی، بخش قابل توجهی از مهاجمان انتحاری شبکه حقانی که در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان و نیروهای بینالمللی در حملات مرگبار به کار گرفته میشدند، مستقیماً از پایگاه و مراکز آموزشی تحت مدیریت قاری حسین در وزیرستان جذب و اعزام شده بودند.
انتشار این ویدیو در بحبوحه تنشهای شدید امنیتی میان طالبان و اسلامآباد توجه گستردهای را برانگیخته است. پاکستان بارها طالبان افغانستان، بهویژه شبکه حقانی را به پناهدادن و حمایت لوژستیکی از اعضای تیتیپی متهم کرده است؛ اتهامی که مقامهای طالبان در کابل همواره آن را رد کردهاند.
کارشناسان در این خصوص به افغانستان اینترنشنال میگویند که این ویدیو، پیوندهای عمیق و تاریخی شاخه حقانی با هستههای انتحاری وزیرستان و تحریک طالبان پاکستان را بار دیگر پیش چشم مخاطبان قرار میدهد.
در ۱۳۴۴ خورشیدی، هنگامی که رقیه حبیب ابوبکر، اناهیتا راتبزاد، خدیجه احراری و معصومه عصمتی به عضویت مجلس نمایندگان افغانستان انتخاب شدند، در تاریخ پارلمانی کشور دروازه تازهای به روی زنان گشوده شد.
این چهار زن با رأی مردم از حوزههای کابل، هرات و قندهار به مجلس نمایندگان راه یافتند.
در آن زمان، مشارکت سیاسی زنان هنوز گسترده نبود؛ اما تغییر قانون این امکان را فراهم کرده بود که زنان نیز در روند سیاسی کشور سهم بگیرند.
امروز، نزدیک به شش دهه پس از آن رویداد، مقایسه وضعیت آن زمان با افغانستان کنونی تصویری از یک دگرگونی عمیق ارائه میکند. اکنون زنان در حاکمیت طالبان از مسیرهای رسمی نمایندگی سیاسی محروماند؛ انتخاباتی برگزار نمیشود، پارلمانی وجود ندارد و زنان در ساختار حکومت نقشی ندارند.
آغاز تغییر؛ زنان چگونه حق مشارکت سیاسی را به دست آوردند؟
برای درک این رویداد تاریخی، باید به دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در افغانستان بازگشت. در دهه دموکراسی در دوران پادشاهی محمد ظاهرشاه، تلاشهایی برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی در کشور جریان داشت. روند بازنگری قانون اساسی یکی از بخشهای مهم این تغییرات بود.
قانون اساسی سال ۱۳۴۳ خورشیدی که محمدظاهرشاه در ۹ میزان همان سال توشیح کرد، حق رأی دادن و نامزد شدن در انتخابات را برای زنان، همانند مردان، به رسمیت شناخت. این قانون زمینه تازهای برای شکلگیری نظام پارلمانی در افغانستان فراهم کرد.
پیش از آن، اعضای مجلس نمایندگان افغانستان از طریق انتخابات مستقیم مردم انتخاب نمیشدند. انتخابات سال ۱۳۴۳ خورشیدی، یکی از مراحل مهم در شکلگیری نظام انتخاباتی و پارلمانی کشور بود.
به رسمیت شناخته شدن حقوق قانونی زنان، حضور رو به گسترش آنان در محیطهای آموزشی و اجتماعی شهرها و فضای اصلاحات، این امکان را فراهم کرد که زنان نیز وارد رقابتهای انتخاباتی شوند.
با این حال، این تغییر در همه بخشهای جامعه به یک اندازه عملی نشد. در مناطق روستایی و محافظهکار افغانستان، مشارکت سیاسی زنان همچنان با موانع اجتماعی روبهرو بود.
مؤسسه پژوهش و ارزیابی افغانستان در یکی از پژوهشهای خود نوشته است که در سال ۱۳۴۴ خورشیدی، مشارکت زنان در انتخابات عمدتاً به مناطق شهری محدود بود.
با وجود این محدودیتها، چهار زن توانستند در همان فرصتهای محدود آرای مردم را به دست آورند و کرسیهای مجلس نمایندگان را کسب کنند.
رقیه حبیب ابوبکر؛ از آموزش و رسانه تا پارلمان
رقیه حبیب ابوبکر از زنان پیشگام افغانستان بود که در زمینه آموزش، نشرات و زندگی عمومی برای گشودن مسیرهای تازه به روی زنان سهم داشت.
او در کابل به دنیا آمده بود و در مکتب ملالی، که در آن زمان با نام مکتب مستورات نیز شناخته میشد و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل تحصیل کرده بود.
خانم ابوبکر بهعنوان آموزگار کار کرد، سردبیر مجله «میرمن» بود، در جامعه سنتی افغانستان فعالیت داشت و در بخش نشرات جمعیت هلال احمر نیز وظیفه انجام داد. او همچنین از نخستین گویندگان زن رادیو در افغانستان به شمار میرفت.
رقیه ابوبکر
در جامعهای که حضور زنان در عرصه عمومی همچنان موضوع بحث و مخالفت بود، تجربه رقیه ابوبکر در آموزش، رسانه و فعالیتهای فرهنگی، زمینه درک بهتر زندگی عمومی و مباحث سیاسی را برای او فراهم کرده بود.
او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه کابل به مجلس نمایندگان راه یافت. انتخاب او نشان داد که با فراهم شدن زمینه قانونی، حضور زنان در عرصه سیاست میتواند از یک حق قانونی به واقعیتی عملی تبدیل شود.
رقیه ابوبکر تا سال ۱۳۴۹ خورشیدی عضو مجلس نمایندگان افغانستان بود. او در سالهای پایانی زندگی در خارج از کشور به سر برد و در سال ۱۳۸۱ خورشیدی در ایالات متحده درگذشت.
آناهیتا راتبزاد؛ پزشک، عضو پارلمان و عضو کابینه
آناهیتا راتبزاد یکی از این زنان بود که بعدها عضو کابینه شد و در سطوح بالای سیاسی افغانستان نیز نقش ایفا کرد.
اناهیتا راتبزاد در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در ولسوالی گلدره کابل به دنیا آمد. او در لیسه ملالی درس خواند، آموزش پرستاری را در ایالات متحده تکمیل کرد و سپس از دانشکده طب دانشگاه کابل مدرک پزشکی گرفت.
او یکی از نخستین زنان پزشک افغانستان بود.
اناهیتا راتبزاد در کنار فعالیتهای پزشکی و خدمات صحی، وارد عرصه سیاست شد. او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه کابل به مجلس نمایندگان راه یافت. انتخاب او در دورهای صورت گرفت که بحثها درباره آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی زنان در افغانستان گسترش مییافت.
راتبزاد بعدها به یکی از چهرههای برجسته حزب دموکراتیک خلق افغانستان تبدیل شد و در تأسیس سازمان دموکراتیک زنان نقش مهمی ایفا کرد. او در حکومت ببرک کارمل، بهعنوان وزیر معارف و وزیر کار و امور اجتماعی وظیفه انجام داد و به مقام معاون رئیسجمهور نیز رسید. او همچنین سفیر افغانستان در یوگسلاوی بود.
زندگی سیاسی او با دورههای دشوار و مناقشهبرانگیز تاریخ معاصر افغانستان پیوند خورده است. نقش او تنها به نمایندگی زنان محدود نبود؛ او یکی از رهبران فعال جریان سیاسی چپ نیز به شمار میرفت.
آناهیتا راتبزاده
اناهیتا راتبزاد در سال ۱۳۹۳ خورشیدی در آلمان درگذشت و در کابل به خاک سپرده شد.
خدیجه احراری؛ نماینده مردم هرات
خدیجه احراری از میان این چهار زن، نمایندهای بود که از حوزه هرات به مجلس نمایندگان راه یافت.
درباره زندگی او، در مقایسه با سه زن دیگر، اطلاعات کمتری منتشر شده است اما منابع تاریخی نشان میدهند که او با بخش آموزش و پرورش ارتباط داشت. احراری بهعنوان آموزگار در مکتب دخترانه ملکه جلالی هرات کار میکرد و از حمایت محیط آموزشی این شهر برخوردار بود.
انتخاب او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه هرات نشان داد که مشارکت سیاسی زنان به کابل محدود نبود. در هرات نیز یک زن توانست آرای مردم را به دست آورد و به مجلس نمایندگان راه یابد.
خدیجه احراری
درباره فعالیتهای سیاسی خدیجه احراری، مواضع او در جریان بحثهای مجلس نمایندگان و زندگیاش پس از پایان دوره پارلمانی، هنوز به پژوهشهای مستند بیشتری نیاز است. کمبود اطلاعات درباره زندگی او خود یادآور ضرورت ثبت و نگهداری تاریخ زنان سیاسی افغانستان است.
معصومه عصمتی وردک؛ از آموزش تا سیاست
معصومه عصمتی وردگ نیز از زنانی بود که در گسترش مشارکت سیاسی زنان در افغانستان نقش داشت. او در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به دنیا آمد، از لیسه ملالی فارغ شد و تحصیلات خود را در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل ادامه داد. او سپس در ایالات متحده مدرک کارشناسی ارشد در رشته آموزش و پرورش گرفت.
عصمتی وردگ بهعنوان آموزگار کار کرد و در فعالیتهای کمیسیون مشورتی قانون اساسی نیز سهم داشت. او در سال ۱۳۴۴ خورشیدی از حوزه قندهار به مجلس نمایندگان راه یافت.
خانم عصمتی از یکی از ولایتهای مهم کشور بهعنوان نماینده مردم وارد پارلمان شد. تجربه او نشان میدهد که آموزش، تدریس و خدمات عمومی میتوانند نقش مهمی در فراهم کردن زمینه مشارکت سیاسی زنان داشته باشند.
خانم عصمتی وردک بعدها بهعنوان وزیر معارف افغانستان وظیفه انجام داد و ریاست کمیسیون ملی یونسکو را نیز بر عهده داشت.
معصومه عصمتی وردک
معصومه عصمتی وردگ در سالهای پایانی زندگی به فرانسه رفت و در سال ۱۳۸۶ خورشیدی در همان کشور درگذشت.
پس از پارلمان؛ چگونه حضور سیاسی زنان محدود شد؟
انتخاب این چهار زن نشانه مهمی از گسترش حقوق سیاسی زنان بود؛ اما این تحول دوام چندانی نداشت.
در انتخابات پارلمانی سال ۱۳۴۸ خورشیدی، هیچ زنی نتوانست به مجلس نمایندگان راه یابد. فرصتهای ایجادشده برای مشارکت سیاسی زنان با محدودیتهای اجتماعی، رقابتهای سیاسی و تغییرات در ساختار قدرت روبهرو شد.
در سال ۱۳۵۲ خورشیدی، محمد داوود خان با کودتا قدرت را به دست گرفت و پارلمان را منحل کرد. این تحول، روند پارلمانیای را که بر پایه قانون اساسی و انتخابات دهه ۱۳۴۰ خورشیدی شکل گرفته بود، متوقف ساخت.
در دهههای بعد، جنگها، دگرگونیهای سیاسی و تغییر حکومتها تأثیر عمیقی بر حضور زنان در عرصه سیاست گذاشت. در جریان جنگهای داخلی دهه ۱۳۷۰ خورشیدی و نخستین دوره حاکمیت طالبان، آزادیهای زنان و حضور آنان در عرصههای اجتماعی بیش از پیش محدود شد.
پس از سال ۱۳۸۰ خورشیدی، فرصتهای تازهای برای مشارکت سیاسی زنان در افغانستان فراهم شد. زنان به پارلمان راه یافتند، در کابینه عضویت پیدا کردند، در فعالیتهای مدنی سهم گرفتند و در انتخابات نامزد شدند. قانون اساسی سال ۱۳۸۲ خورشیدی نیز سهم مشخصی از کرسیهای پارلمان را به زنان اختصاص داده بود.
اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰ خورشیدی، این روند بهگونهای اساسی تغییر کرد. پارلمان افغانستان منحل شد، روند انتخابات متوقف ماند و زنان بار دیگر از ساختارهای رسمی قدرت و تصمیمگیری سیاسی در سطح ملی کنار گذاشته شدند.
بر اساس گزارش سال ۱۴۰۳ خورشیدی نهاد زنان سازمان ملل متحد، زنان در حکومت تحت کنترل طالبان در کابینه و سطوح عالی تصمیمگیری رسمی حضور ندارند. همچنین، راههای رسمی نمایندگی سیاسی و مشارکت زنان در تصمیمگیریهای ملی بهشدت محدود شده است.
امروز؛ پرسش بازپسگیری حقوق سیاسی
مقایسه افغانستان در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با وضعیت کنونی، این پرسش را مطرح میکند که چرا حقوقی که زمانی در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده بودند، در پی تحولات سیاسی تا این اندازه آسان از میان رفتند؟
چهار زن در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با آرای مردم به مجلس نمایندگان راه یافتند. آنان در چارچوب نظام سیاسیای فعالیت میکردند که کاستیهای خود را داشت، اما دستکم مسیر قانونی مشارکت انتخاباتی زنان را گشوده بود.
امروز در افغانستان نه پارلمان انتخابی وجود دارد و نه زنان در ساختار رسمی حکومت طالبان نمایندگی دارند. زنان از مراکز تصمیمگیری سیاسی دور نگه داشته شدهاند و فرصت مشارکت برابر در بحثهای رسمی درباره آینده کشور و در ساختار نهادهای حاکم را ندارند.
این وضعیت بخش حتمی و تغییرناپذیر تاریخ افغانستان نیست. تجربه رقیه ابوبکر، اناهیتا راتبزاد، خدیجه احراری و معصومه عصمتی وردگ نشان میدهد که زنان افغان از گذشته برای مشارکت سیاسی مبارزه کردهاند، حقوق قانونی به دست آوردهاند و با رأی مردم در پارلمان کشور نمایندگی کردهاند.
تلاشها و مبارزات آنان و زنانی که پس از آنها برای مشارکت سیاسی کوشیدهاند، یادآور این است که فصل حضور زنان در سیاست افغانستان هنوز به پایان نرسیده است.