کوریای جنوبی ارسال تجهیزات نظامی به تنگه هرمز را بررسی میکند
خبرگزاری رویترز به نقل از چند رسانه کوریای جنوبی گزارش داد سئول در حال آمادهسازی مقدمات لازم برای اعزام تجهیزات نظامی با هدف کمک به تامین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز است و قصد دارد در صورت نهایی شدن تصمیم، این ماموریت را تا پایان سال آغاز کند.
بر اساس این گزارشها، دولت کوریای جنوبی در حال آماده کردن روندهای لازم برای دریافت مجوز پارلمان است؛ از جمله ارائه درخواست موافقت با اعزام به مجلس در ماه جاری، پس از بررسی موضوع در کابینه. گزینههای مورد بررسی شامل اعزام هواپیمای گشت دریایی، کشتی پشتیبانی لجستیکی یا واحد شناسایی و پاکسازی ماین است. سئول همچنین درباره ابعاد و ماهیت مشارکت احتمالی خود با امریکا، بریتانیا و فرانسه رایزنی کرده است.
با این حال، دفتر ریاستجمهوری کوریای جنوبی اعلام کرد سئول درباره راههای عملی کمک به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز گفتوگو کرده، اما گزارشها مبنی بر اینکه دولت تصمیم نهایی برای اعزام گرفته است، «با واقعیت مطابقت ندارد».
این بحث در شرایطی مطرح شده که امنیت تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان، بهشدت تحت تأثیر تنشهای نظامی میان ایالات متحده و ایران قرار گرفته است. کاهش رفتوآمد کشتیها و حملات اخیر به نفتکشها نگرانیها درباره اختلال در انتقال انرژی از منطقه را افزایش داده است. کوریای جنوبی به واردات انرژی از خاورمیانه وابستگی قابل توجهی دارد و مقامهای این کشور میگویند هر اقدام احتمالی باید بهگونهای انجام شود که آمادگی دفاعی سئول در داخل کشور آسیب نبیند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، پیشتر گفته بود بخشی از رزمایشهای مشترک امریکا و کوریای جنوبی را کاهش داده است؛ اقدامی که به گفته او تا حدی به دلیل خودداری سئول از کمک به امریکا در جنگ علیه حکومت ایران انجام شد.
مشکلات مالی مداوم در جوانی و میانسالی میتواند با کاهش تواناییهای شناختی در دهه ششم زندگی و بروز نشانههای بیشتر پیری مغز در سالهای بعد همراه باشد. پژوهشگران احتمال میدهند استرس مزمن و نگرانیهای مالی بهتدریج به سلامت مغز آسیب بزنند.
پژوهشی تازه به سرپرستی کالج دانشگاهی لندن نشان میدهد تداوم فشارهای مالی ممکن است افت تواناییهای شناختی ناشی از افزایش سن را تسریع کند.
یافتههای این پژوهش که در نشریه «نوآوری در سالمندی» منتشر شده، از بررسی اطلاعات ۲۷۵۹ نفر در بریتانیا به دست آمده است.
این افراد در مطالعه ملی سلامت و رشد شورای پژوهش پزشکی بریتانیا، معروف به مطالعه متولدین سال ۱۹۴۶، شرکت داشتند و طی چند دهه به پرسشنامههای گوناگون پاسخ دادند.
ردپای مشکلات مالی در عملکرد ذهنی و سلامت مغز
به گزارش وبسایت «ساینسدیلی»، افرادی که در جوانی و میانسالی با مشکلات مالی مداوم یا درآمد همواره پایین زندگی کرده بودند، در ۵۳ سالگی عموما عملکرد ضعیفتری در آزمونهای شناختی داشتند.
در میان شرکتکنندگانی که سالها بعد تحت تصویربرداری مغزی قرار گرفتند، پایین بودن مداوم درآمد با نشانههای سلامت ضعیفتر مغز، از جمله تحلیلرفتگی بیشتر آن در ۶۹ تا ۷۱ سالگی، ارتباط داشت.
این ارتباط حتی پس از در نظر گرفتن عواملی مانند توانایی شناختی، سطح تحصیلات و محرومیتهای دوران کودکی همچنان پابرجا بود.
چه کسانی بیشتر از فشار مالی آسیب میبینند؟
ژاک ولز، نویسنده مسئول پژوهش از واحد سلامت و سالمندی کالج دانشگاهی لندن، گفت دادههای چند دهه نشان میدهد انباشته شدن مشکلات مالی در گذر زمان، نه دورههای کوتاه و پراکنده دشواری، با نامطلوبترین پیامدهای شناختی ارتباط دارد.
ارتباط میان مشکلات مالی و سلامت ضعیفتر مغز در سالهای پایانی زندگی، بهویژه در مردان، افرادی که در دوران کودکی محرومیت را تجربه کرده بودند و حاملان گونه ژنتیکی APOE-ε4 قویتر بود. این گونه ژنتیکی با افزایش خطر ابتلا به آلزایمر مرتبط است.
مردانی که مشکلات مالی مداوم داشتند، در ۵۳ سالگی نسبت به زنان دارای شرایط مشابه، عملکرد شناختی ضعیفتری نشان دادند.
پژوهشگران احتمال میدهند گرایش بیشتر مردان محروم این نسل به رفتارهای ناسالم، از جمله سیگار کشیدن و مصرف زیانبار الکل، در این تفاوت نقش داشته باشد.
فشار ناشی از جایگاه سنتی مردان این نسل بهعنوان نانآور اصلی خانواده نیز یکی دیگر از توضیحهای احتمالی است.
استرس مالی چگونه بر مغز اثر میگذارد؟
چند سازوکار زیستی و روانشناختی ممکن است ارتباط میان مشکلات مالی و پیری شناختی را توضیح دهند.
استرس مزمن میتواند التهاب را افزایش دهد؛ عاملی که با تسریع پیری مغز ارتباط دارد. همچنین نگرانی همیشگی درباره پول و پرداخت صورتحسابها بخشی از توان ذهنی فرد را درگیر میکند و ظرفیت کمتری برای دیگر فعالیتهای شناختی باقی میگذارد.
پژوهشگران حافظه کلامی و سرعت پردازش اطلاعات را سنجیدند و با استفاده از امآرآی، شاخصهایی مانند تحلیلرفتگی مغز و گشاد شدن بطنهای آن را بررسی کردند.
گشاد شدن بطنها به معنای بزرگتر شدن حفرههای مملو از مایع درون مغز است و نشانهای از افت سلامت مغز به شمار میرود.
مطالعه متولدین سال ۱۹۴۶ در بریتانیا طولانیترین مطالعه همگروهی تولد در جهان است که بدون وقفه ادامه دارد.
شرکتکنندگان در این پژوهش اوایل سال جاری میلادی ۸۰ ساله شدند.
حکومت سوریه تخریب بقایای یک برنامه مخفیانه تسلیحات کیمیاوی متعلق به دوران حکومت بشار اسد را که در ماه می کشف کرده بود، آغاز کرده است.
یک نماینده سوریه و یک مقام سازمان ملل متحد روز پنجشنبه ۱۲ سنبله گفتند این نخستین عملیات از این نوع در یک دهه گذشته است.
رویترز در ماه می گزارش داده بود که رهبران جدید سوریه باقیماندههایی از برنامه اسلحههای کیمیاوی بشار اسد، رئیسجمهور پیشین این کشور را پیدا کردهاند؛ از جمله مواد اولیه و مهماتی مشابه آنچه در حملات مرگبار کیمیاوی در جریان جنگ داخلی سوریه استفاده شده بود.
ایزومی ناکامیتسو، نماینده عالی سازمان ملل متحد در امور خلع سلاح، روز پنجشنبه در جلسه توجیهی شورای امنیت گفت که سازمان منع اسلحههای کیمیاوی (OPCW) برای نخستین بار از سال ۲۰۱۴ تا کنون، تخریب مهمات کیمیاوی در سوریه را راستیآزمایی کرده است.
ناکامیتسو گفت پس از کشفیات ماه می، سوریه «یک تأسیسات اضافی تولید اسلحههای کیمیاوی، یک ماده کیمیاوی تازه کشفشده که در تولید عوامل اعصاب استفاده میشود و مهمات کیمیاوی خالی» را نیز پیدا کرده است.
او افزود سوریه همچنان وجود «دو سایت نگهداری اسلحههای کیمیاوی را که تأسیسات تازه کشفشده در آنها نگهداری میشدند» اعلام کرده است.
ماه گذشته، سازمان منع اسلحههای کیمیاوی تیمی را به سوریه فرستاد تا تخریب اسلحههای کیمیاوی رده سه را راستیآزمایی کند؛ ردهای که شامل مهمات پرنشده و دیگر تجهیزاتی است که برای پرتاب یا رهاسازی اسلحههای کیمیاوی استفاده میشوند.
ناکامیتسو گفت این تیم در چوکات این مأموریت، «تخریب غیرقابل بازگشت ۴۲ بمب هوایی» را راستیآزمایی کرده است.
ابراهیم علبی، سفیر سوریه در سازمان ملل متحد، به شورای امنیت گفت سوریه با انجام چنین اقداماتی «از جهان و منطقه حفاظت میکند».
با این حال، او بهشدت از اسرائیل انتقاد کرد و گفت حملات مکرر اسرائیل مانع انجام برخی عملیاتهای پالایش (جستوجو) و تخریب شده و تیمهای سوریِ مشغول به کار را در معرض خطر قرار داده است.
علبی گفت: «اگر امنیت خود ما در معرض حملات اسرائیل باشد، نمیتوانیم امنیت منطقه را حفظ کنیم. آنها امنیت کل منطقه را نادیده میگیرند و کنوانسیونها و معاهداتی را که درباره آنها گپ زدهایم، نقض میکنند.»
ارتش اسرائیل بلافاصله به درخواست رویترز برای اظهار نظر پاسخ نداد.
علبی گفت سوریه در حال آمادگی برای برگزاری نخستین جلسه محاکمه افراد مشکوک به دست داشتن در برنامه اسلحههای کیمیاوی این کشور است.
مقامهای سوریه اوایل امسال ۱۸ فرد مشکوک را به اتهام سهم داشتن در برنامه اسلحههای کیمیاوی اسد بازداشت کردند؛ افرادی که شماری از مقامهای بلندپایه نظامی، سیاسی و فنی نیز در میان آنها هستند.
حل و فصل پرونده اتومی (هستهای) سوریه
این اقدام چند روز پس از آن صورت میگیرد که آژانس خبری رویترز با استناد به گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتومی گزارش داد از نظر این نهاد، به پرسشهای باقیمانده درباره فعالیتهای پنهانی اتومی سوریه در دوران حکومت خاندان اسد پاسخ داده شده، اما در پرونده ایران هیچ پیشرفتی به دست نیامده است.
رویترز روز سهشنبه گزارش داد که در یکی از گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتومی که پیش از نشست فصلی هفته آینده شورای حکام آژانس برای کشورهای عضو فرستاده شده، از مقامهای جدید سوریه به دلیل «شفافیت و همکاری» آنها در کمک به روشن شدن فعالیتهای گذشته و تعیین تکلیف مواد اتومی باقیمانده قدردانی شده است.
از زمان برکناری بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴، مقامهای جدید این کشور تعهد کردهاند که با آژانس بینالمللی انرژی اتومی همکاری کنند.
به نوشته رویترز، در این گزارش آمده است: «آژانس پس از دریافت اطلاعات و دسترسیهای لازم از سوریه، توانسته است پرسشهای خود درباره مسائل پادمانیِ حلنشدهای را که پیشتر به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتومی گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند.»
سازمان جهانی هواشناسی میگوید که النینوی امسال با سرعت در حال تقویت است و ممکن است به قویترین نمونه ثبتشده تاکنون بدل شود.
این سازمان احتمال ادامه آن تا اوایل حوت ۱۴۰۵ را نزدیک به صد درصد دانست.
النینو یک پدیده طبیعی اقلیمی است که هر چند سال یکبار رخ میدهد. در این دوره، آب بخشی از اقیانوس آرام گرمتر از معمول میشود و این تغییر بر آبوهوای بسیاری از کشورها اثر میگذارد. النینو میتواند در بعضی مناطق خشکسالی و گرمای شدیدتر و در جاهای دیگر بارندگی زیاد و سیلاب به همراه داشته باشد.
سازمان جهانی هواشناسی روز پنجشنبه، ۱۲ سنبله گفت که دمای آب در بخشهایی از اقیانوس آرام بیش از دو درجه سانتیگراد بالاتر از حد معمول است. به گفته این سازمان، النینوی امسال اکنون در میان چهار دوره بسیار شدید ثبتشده از سال ۱۳۲۹ خورشیدی قرار دارد.
سلسته سائولو، دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی در ژنو گفت: «اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است این النینو از همه دورههایی که از زمان آغاز ثبت اطلاعات دیدهایم، شدیدتر شود.»
انتظار میرود که النینوی امسال تا اوایل زمستان به اوج برسد، اما پیامدهای آن در سال آینده نیز ادامه خواهد داشت.
مسئول بخش پیشبینی آبوهوا در سازمان جهانی هواشناسی گفته است که دمای جهان در سال آینده ممکن است از همه سالهایی که تاکنون ثبت شده، بالاتر برود. سال ۱۴۰۳ تاکنون گرمترین سال ثبتشده بوده است.
النینو معمولا هر دو تا هفت سال یکبار رخ میدهد و بین ۹ تا ۱۲ ماه دوام میکند. شدت آن در هر دوره متفاوت است و همه مناطق جهان نیز به یک اندازه از آن اثر نمیپذیرند.
النینو با تغییر در بارندگی و دما میتواند زندگی میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار دهد. خشکسالی ممکن است که محصولات کشاورزی را از بین ببرد، منابع آب را کاهش دهد و گرسنگی و مهاجرت را بیشتر کند. بارانهای شدید نیز میتواند باعث سیلاب، لغزش زمین، ویرانی خانهها و گسترش بیماریها شود.
اثرات النینوی امسال بر محصولات کشاورزی در مناطق گرمسیر از هماکنون دیده شده است. این پدیده همچنین بحران غذایی را در مناطق خشک امریکای مرکزی شدیدتر کرده است.
در افغانستان، النینو معمولا از میزان تا ثور با بارندگی بیشتر همراه است.
شبکه سامانه هشدار زودهنگام قحطی در چهارم سرطان ۱۴۰۵ پیشبینی کرد که النینو یکی از عوامل اصلی آبوهوایی در فصل زراعتی ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۶ خواهد بود.
سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد نیز احتمال داده است که بیشتر مناطق افغانستان و شمال پاکستان شاهد بارندگی بیشتر از حد متوسط باشند. افزایش بارندگی میتواند برای منابع آب و محصولات کشاورزی افغانستان در سال ۱۴۰۶ سودمند باشد.
با این حال، بارندگی بیشتر میتواند خطر سیلابهای ناگهانی را نیز افزایش دهد. خاک خشک و آسیبدیده نمیتواند حجم زیاد آب را بهسرعت جذب کند و باران شدید در چنین مناطقی به سیلاب و رانش زمین میانجامد.
افغانستان این خطر را در بهار ۱۴۰۳ تجربه کرد. در ماههای حمل و ثور آن سال، بارانهای شدید و سیلابهای ناگهانی بخشهای زیادی از افغانستان را ویران کرد و دستکم ۵۰۰ نفر جان باختند.
فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر با استناد به یک پژوهش گفت که النینو عامل اصلی آن بارندگیهای شدید بود و احتمال وقوع چنین بارانهایی را دو برابر کرد. براساس این پژوهش، شدت بارندگی در مناطق آسیبدیده طی ۴۰ سال، ۲۵ درصد افزایش یافته بود.
سازمان جهانی هواشناسی میگوید النینو پدیدهای طبیعی است و مستقیما از تغییرات اقلیمی ناشی نمیشود، اما گرمشدن اقیانوسها میتواند آن را شدیدتر و پیامدهایش را ویرانگرتر کند.
این سازمان برنامههای هشدار زودهنگام را افزایش داده است و از کشورها میخواهد برای خشکسالی، سیلاب و دیگر پیامدهای احتمالی النینو آماده شوند.
فرانسیس فوکویاما، نظریهپرداز سرشناس سیاسی و استاد دانشگاه استنفورد، میگوید که هوش مصنوعی با از بین بردن بسیاری از مشاغل طبقه متوسط و تمرکز بیشتر ثروت و قدرت در دست شرکتهای سازنده این فناوری، میتواند به دموکراسی آسیب جدی بزند.
فوکویاما در گفتوگو با رویترز درباره کتاب خاطرات تازهاش با عنوان «در قلمرو آخرین انسان» گفت که هوش مصنوعی احتمالا «بزرگترین چالش نسل آینده» خواهد بود.
او هشدار داد که با گسترش هوش مصنوعی، بسیاری از کسانی که امروز مشاغل مناسب و باثباتی دارند، ممکن است جای خود را به ماشینها بدهند. به گفته او، این روند میتواند ثروت را بیش از پیش در اختیار کسانی قرار دهد که این فناوریها را تولید میکنند.
فوکویاما همچنین گفت که هوش مصنوعی پرسشهای نگرانکنندهای درباره مفهوم انسان بودن مطرح خواهد کرد، زیرا ماشینها میتوانند از بیرون، بخش بزرگی از رفتارهای انسانی را تقلید کنند. او افزود این وضعیت ممکن است احساس کرامت انسانها را تضعیف کند.
«پایان تاریخ» به معنای پایان رویدادها نبود
فوکویاما که مقاله مشهور «پایان تاریخ» را در سال ۱۹۸۹ منتشر کرد، بار دیگر از برداشت رایج از نظریه خود انتقاد کرد.
این مقاله که بعدتر به صورت کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» درآمد، بهعنوان استدلالی درباره پیروزی نهایی دموکراسی لیبرال و اقتصاد بازار بر نظامهای رقیب، بهویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، شهرت یافت.
فوکویاما گفت که بسیاری از منتقدانش استدلال او را درست نفهمیدهاند و بارها از او پرسیدهاند که چه زمانی از نظریه «پایان تاریخ» عقبنشینی خواهد کرد.
او توضیح داد که عبارت «پایان تاریخ» متعلق به گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، فیلسوف آلمانی، است و منظور از آن پایان یافتن رویدادهای تاریخی نبوده، بلکه به مقصد یا جهت کلی تحول تاریخی بشر اشاره دارد.
به گفته فوکویاما، انسانها در طول حدود ۴۰ هزار سال گذشته شکلهای مختلف اداره جامعه، سیاست و اقتصاد را آزمودهاند و پرسش اصلی این است که این روند در نهایت به کجا میرسد.
او گفت که مارکسیستها نیز از مفهوم «پایان تاریخ» استفاده میکردند، اما از نگاه آنان مقصد نهایی تاریخ کمونیسم بود.
فوکویاما افزود که در سال ۱۹۸۹ برایش روشن شده بود که اتحاد شوروی به چنین مرحلهای نخواهد رسید و اگر قرار باشد مرحله پایانی تاریخ را متصور شویم، میتواند ترکیبی از دموکراسی و اقتصاد بازار باشد.
«آخرین انسان»: انسانی بیآرمان
فوکویاما میگوید که یکی از بخشهای کتاب «پایان تاریخ» که کمتر به آن توجه شده، بحث «آخرین انسان» است، تعبیری که او از فریدریش نیچه وام گرفته است.
نیچه از انسانی سخن میگفت که پس از پایان کشمکشهای بزرگ تاریخی، دیگر آرمان بزرگی ندارد و چیزی نیست که برای آن بجنگد.
فوکویاما میگوید که استدلال او در کتاب این بود که انسانها لزوما حاضر نیستند چنین زندگیای را بپذیرند. به باور او، صلح و رفاه به تنهایی برای مردم کافی نیست و انسان همچنان میخواهد مبارزه کند و به رسمیت شناخته شود.
او میگوید که اگر نسلهای گذشته برای دموکراسی و حقوق بشر جنگیده و به آن دست یافته باشند، ممکن است نسلهای بعدی که این دستاوردها را بدیهی میدانند، به جای دفاع از آنها علیه خود دموکراسی بشورند.
فوکویاما معتقد است که این مسئله میتواند بخشی از نارضایتیهای سیاسی امروز و رشد جریانهای پوپولیستی چپ و راست افراطی در کشورهای غربی را توضیح دهد.
فوکویاما: درباره عراق اشتباه کردم
فوکویاما در این گفتوگو از تغییر دیدگاههای سیاسی خود نیز سخن گفت و پذیرفت که در چند موضوع مهم اشتباه کرده است.
یکی از این موارد، حمایت اولیه او از حمله امریکا به عراق بود. او در این مصاحبه با رویترز گفت که بعدتر بر سر جنگ عراق با شماری از دوستان قدیمی و همفکران نومحافظهکار خود اختلاف پیدا کرد و برخی از آنان برای ۱۵ تا ۲۰ سال با او صحبت نکردند.
به گفته فوکویاما، این تجربه به او نشان داد که پذیرفتن اشتباه تا چه اندازه دشوار است. او میگوید که سیاستمداران بیش از دیگران از اعتراف به اشتباه خودداری میکنند.
دیدگاه او درباره محافظهکاری امریکایی نیز به مرور تغییر کرد و اکنون خود را چندان محافظهکار نمیداند. به گفته او، جنگ عراق و بحران مالی سال ۲۰۰۸ در این تغییر نقش مهمی داشتند.
فوکویاما میگوید که محافظهکاری امریکایی در آغاز دهه ۲۰۰۰ بر دو باور عمده تکیه داشت: یکی سیاست خارجی مداخلهگر و قدرتمند و دیگری این باور که بازار آزاد میتواند مشکلات درونی خود را حل کند.
او میگوید که نتیجه هر دو، «فاجعههای بزرگی» برای سیاست خارجی و اقتصاد امریکا و جهان بود. فوکویاما میگوید که تا حدود سال ۲۰۱۰ به این نتیجه رسیده بود که هر دو باور اشتباه بودهاند.
چرا تغییر عقیده در امریکا دشوار شده است؟
فوکویاما میگوید که قطبیشدن جامعه امریکا باعث شده است که مردم کمتر حاضر باشند نظر خود را تغییر دهند.
به گفته او، نتیجه انتخابات امریکا تا حد زیادی به شمار اندکی از رأیدهندگانی بستگی دارد که هنوز ممکن است از یک حزب به حزب دیگر بروند، اما شمار این افراد سال به سال کمتر میشود.
او این وضعیت را «قطبیشدن عاطفی» مینامد. یعنی اختلاف مردم دیگر فقط بر سر سیاست و برنامه نیست، بلکه بسیاری به کسانی که در جناح مقابل قرار دارند، عمیقا بیاعتمادند. به گفته فوکویاما، وقتی اختلاف سیاسی به دشمنی شخصی تبدیل شود، گفتوگوی منطقی نیز دشوار میشود.
این نظریهپرداز سرشناس افزود که برای تغییر عقیده باید امکان گفتوگوی عقلانی وجود داشته باشد، چیزی که در فضای سیاسی امروز امریکا دشوارتر از گذشته شده است.
نگرانی درباره آینده دموکراسی لیبرال
فوکویاما در بخش پایانی کتاب تازه خود به آینده دموکراسی لیبرال پرداخته است. یکی از نگرانیهای او، افزایش پیوسته قوانین و مقررات است.
او میگوید که دموکراسی لیبرال بر حاکمیت قانون استوار است، اما با گذشت زمان شمار مقررات آنقدر زیاد میشود که حکومت حتی برای انجام برخی کارهای اساسی، مانند ساخت زیربناها و اجرای تصمیمهای مهم، با مانع روبهرو میشود.
به گفته او، روشن نیست که این روند تا چه اندازه قابل تغییر است، اما حکومتها برای انجام برخی کارهای ضروری باید بتوانند از این موانع عبور کنند.
فناوری و آینده انسان
نگرانی فوکویاما درباره تکنولوژی موضوع تازهای نیست. او در کتاب «آینده پساانسانی ما» که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، درباره پیامدهای پیشرفت زیستفناوری نوشته بود.
اکنون نگرانی او این است که فناوری اطلاعات و زیستفناوری بیش از گذشته به یکدیگر نزدیک شدهاند و هوش مصنوعی ممکن است به انسان امکان دهد که حتی ویژگیهای بنیادی انسان را تغییر دهد.
از نظر فوکویاما، پرسش این است که انسان تا کجا باید اجازه چنین تغییراتی را به خود بدهد و آیا باید بتواند ویژگیهایی را که بخشی از طبیعت انسانی محسوب میشوند، دستکاری کند.
او هشدار میدهد که این مسئله میتواند بر برداشت ما از حقوق بشر نیز اثر بگذارد، زیرا بسیاری از حقوق انسانی بر این تصور استوار است که انسانها نیازها و ویژگیهای بنیادی مشترکی دارند.
به گفته او، اگر فناوری این ویژگیها را تغییر دهد، ممکن است پرسشهای تازهای نیز درباره معنای حقوق بشر مطرح شود.
گلوریا استاینم، نویسنده، روزنامهنگار و یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنبش زنان در امریکا، در ۹۲ سالگی درگذشت. استاینم روز چهارشنبه در خانهاش در نیویارک و در کنار نزدیکانش از دنیا رفت.
استاینم بیش از پنج دهه برای برابری زنان، حقوق مدنی، حق سقط جنین، دستمزد برابر و حضور سیاسی زنان مبارزه کرد و از اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه هفتاد میلادی به یکی از چهرههای اصلی موج دوم جنبش فمینیستی امریکا تبدیل شد.
نقش او فقط به اعتراضهای خیابانی و سخنرانی محدود نبود. استاینم از روزنامهنگاری، ایجاد نهادهای مدنی و سازماندهی سیاسی برای وارد کردن مسائل زنان به متن سیاست و رسانههای امریکا استفاده کرد.
استاینم در پنجم حمل ۱۳۱۳ در تولدو در ایالت اوهایو، به دنیا آمد. او پس از جدایی والدینش، با مادرش که با افسردگی و مشکلات شدید روانی روبهرو بود، زندگی کرد و از وی مراقبت کرد.
این تجربه بعدها بر نگاه استاینم به ازدواج، نابرابری و موقعیت زنان تأثیر گذاشت. او معتقد بود که ساختار سنتی خانواده و ازدواج در بسیاری موارد انتخابهای زنان و حقوق مدنی آنان را محدود کرده است.
پس از پایان دانشگاه، استاینم برای یک برنامه پژوهشی به هند رفت و حدود دو سال در آن کشور ماند. او در آنجا با زنانی در روستاها کار کرد که اعتراضهای مسالمتآمیز علیه سیاستهای حکومت سازمان میدادند. این تجربه علاقه او به فعالیتهای مردمی و سازماندهی مدنی را بیشتر کرد.
مجلهای که به جای آشپزی درباره سقط جنین و خشونت خانگی نوشت
استاینم در اوایل دهه ۱۹۶۰ به نیویارک رفت و بهعنوان نویسنده آزاد کار خود را آغاز کرد.انتشار مقاله او با عنوان «پس از قدرت سیاه، آزادی زنان» جایگاهش را بهعنوان یکی از صداهای مهم جنبش زنان تثبیت کرد.
یکی از مهمترین کارهای استاینم تأسیس مجله «Ms» در آغاز دهه ۱۹۷۰ بود. در دورهای که بسیاری از مجلات مخصوص زنان بیشتر درباره زیبایی، آشپزی، خانهداری و چگونگی راضی نگهداشتن شوهران مینوشتند، این مجله موضوعاتی چون تبعیض جنسیتی، دستمزد برابر، خشونت خانگی و حق سقط جنین را به بحث عمومی کشاند.
یکی از شمارههای نخست این مجله نام ۵۲ زن، از جمله خود استاینم، را منتشر کرد که سقط جنین کرده بودند و خواهان قانونی شدن آن بودند.
استاینم در ۲۲ سالگی در لندن سقط جنین کرد. این کار در آن زمان غیرقانونی بود. او بعدها گفت که حضور در نشستی در سال ۱۹۶۹ که زنان در آن تجربههای خود از سقط جنین را علنی بیان میکردند، نقطهای بود که فعالیت جدی او بهعنوان یک فعال حقوق زنان آغاز شد.
او از حکم تاریخی دادگاه عالی امریکا در سال ۱۹۷۳ در پرونده «رو علیه وید» استقبال کرد. این حکم برای نزدیک به نیم قرن حق سقط جنین را در سطح قانون اساسی امریکا تضمین کرد. استاینم در سالهای پایانی عمر خود شاهد لغو همین حکم در دوره ترامپ بود.
از حقوق زنان تا ازدواج همجنسگرایان
فعالیت استاینم فقط به حقوق باروری زنان محدود نبود. او از دستمزد و حقوق برابر زنان، قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان و مشارکت سیاسی زنان حمایت میکرد و علیه مجازات اعدام و ختنه زنان نیز موضع میگرفت.
او تأکید داشت که جنبش زنان نباید محدود به زنان سفیدپوست باشد. استاینم گفته بود که بخش بزرگی از نگاه فمینیستی خود را از زنان سیاهپوست آموخته است و زنان رنگینپوست نقش اساسی در شکلگیری مبارزه برای برابری زنان داشتهاند.
استاینم در سال ۱۹۷۱ همراه با بلا ابزوگ، شرلی چیزم و بتی فریدان «شورای ملی سیاسی زنان» را تأسیس کرد. هدف این نهاد افزایش حضور و نفوذ زنان در سیاست امریکا بود. او همچنین در ایجاد یا راهاندازی چندین نهاد دیگر برای زنان، از جمله ائتلاف زنان اتحادیههای کارگری و مرکز رسانهای زنان، نقش داشت.
این فعالیتها به استاینم کمک کرد تا جنبش زنان را از حوزه اعتراض اجتماعی به رسانه، انتخابات و سازمانهای سیاسی نیز گسترش دهد.
چهرهای که به نماد یک جنبش تبدیل شد
موهای بلند، عینکهای بزرگ و حضور مداوم استاینم در رسانهها، او را در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به یکی از شناختهشدهترین چهرههای فمینیسم امریکا تبدیل کرد.
با این حال، منتقدان و حامیان او اذعان داشتند که تأثیرش فراتر از ظاهر و شهرت رسانهای بود. او توانست موضوعاتی را که پیشتر عمدتاً خصوصی تلقی میشدند و تابو بودند، از خشونت در خانه گرفته تا نابرابری در محل کار و سقط جنین، به مسائل سیاسی و عمومی تبدیل کند.
نگاه انتقادی به ازدواج
استاینم سالها از ساختار سنتی ازدواج انتقاد میکرد و جمله مشهور او این بود که زنان بیرون از خانه به برابر دست نخواهند یافت، مگر آنکه مردان در داخل خانه نیز مسئولیت برابر بپذیرند.
او فرزندی نداشت و تا ۶۶ سالگی ازدواج نکرد. در سال ۲۰۰۰ با دیوید بیل، بازرگان و فعال محیط زیست اهل افریقای جنوبی و پدر کریستین بیل، بازیگر هالیوود، ازدواج کرد.
استاینم آن زمان گفت که تصمیمش برای ازدواج با دیدگاه فمینیستی او در تضاد نیست، زیرا از نظر او فمینیسم در اصل به معنای داشتن حق انتخاب در مراحل مختلف زندگی است. شوهرش سه سال بعد بر اثر سرطان مغز درگذشت.
فعالیت تا سالهای پایانی زندگی
استاینم تا دهه نهم زندگی خود همچنان مینوشت، سخنرانی میکرد و در فعالیتهای اجتماعی حضور داشت. او چندین کتاب نوشت، از جمله اثری درباره مریلین مونرو، کتابی درباره عزت نفس و رشد فردی و مجموعههایی از مقالات. زندگینامه پرفروش او با عنوان «زندگی من در جاده» در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
باراک اوباما، رئیسجمهور وقت امریکا، در سال ۲۰۱۳ «مدال آزادی ریاستجمهوری»، بالاترین نشان غیرنظامی امریکا، را به استاینم اعطا کرد.
بنیاد استاینم پس از مرگ او گفت که وی «تا آخرین لحظه برای برابری» کار کرد. به گفته این بنیاد، یکی از ویژگیهای مهم استاینم توانایی او در گوش دادن به دیگران و ایجاد این احساس بود که صدای آنان شنیده میشود.
او در سالهای پایان زندگی خود، خانهاش در نیویارک را نیز به محلی برای دیدار و گفتوگوی فعالان اجتماعی تبدیل کرده بود. بنیادش گفته است که این خانه در آینده نیز بهعنوان مرکزی برای جنبشهای حامی عدالت اجتماعی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
استاینم در طول بیش از نیم قرن فعالیت، از دورهای عبور کرد که بسیاری از مسائل زنان در سیاست و رسانه امریکا در حاشیه قرار داشت تا زمانی که موضوعاتی مانند تبعیض جنسیتی، خشونت خانگی، دستمزد برابر و حقوق باروری به بخش ثابت بحثهای سیاسی امریکا تبدیل شد.
بخش مهمی از میراث او نیز در همین تغییر دیده میشود: تبدیل تجربههای شخصی زنان به موضوعاتی عمومی و سیاسی که دیگر به آسانی نمیشد نادیدهشان گرفت.