مرگ جوانی که بازگشت به «جهنم طالبان» را به تحمل تحقیر در ایران ترجیح داد

روز پنجشنبه، پیکر یک نویسنده و کنشگر جوان که هنگام کار در یک معدن طلا جان باخته بود، در ولسوالی شکی بدخشان به خاک سپرده شد.

روز پنجشنبه، پیکر یک نویسنده و کنشگر جوان که هنگام کار در یک معدن طلا جان باخته بود، در ولسوالی شکی بدخشان به خاک سپرده شد.
نوحیالله ناجی بیگزاد پس از بازگشت طالبان به قدرت، به تنهایی به ایران مهاجرت کرد. اندکی بعد، همسر و فرزاندنش نیز پس از آنکه نتوانستند هزینه ویزای ایران را تهیه کنند، از راه قاچاق به او پیوستند.
این خانواده پس از نزدیک به چهار سال زندگی دشوار در ایران، ناچار شدند به افغانستان بازگردند.
بیگزاد در یادداشتهایی که در حساب کاربری خود در فیسبوک منتشر کرده بود، تجربه زندگی بهعنوان یک مهاجر در ایران را روایت کرده است.
او در یکی از یادداشتهایش در ماه سرطان سال گذشته نوشته بود که مهاجران افغان در ایران با میزانی از «حقارت و نفرت» روبهرو هستند که پیش از مهاجرت هرگز تصورش را نمیکرد: «نگاه از بالا به پایین و تحقیرآمیز، اینجا وحشتناک است و وصفناپذیر، متأسفانه.»
او همچنین نوشته بود که در اعتراض به بدرفتاری با مهاجران و «زندگی خفتبار در ایران»، ترجیح میدهد به «جهنم طالبانی» بازگردد: «چون اگر در آن جهنم (افغانستان) جسم آدمی در خطر باشد، اینجا روح آدمی صدمه میبیند.»
«به کودکانم میگویم فریب فرهنگ و زبان مشترک را نخورند»
ناجی بیگزاد در ادامه این یادداشت از بدرفتاری با خود و فرزندانش در ایران نوشته است. او افزوده بود که نمیتواند درباره بدرفتاریها و تحقیر مهاجران افغان سکوت کند، زیرا «مجال سکوت نیست و ساده گذشتن از کنار آن به معنای تعطیل وجدان است.»
او گفته است در حالی با تبعیض و بدرفتاری در ایران روبهرو بوده که مدرک اقامت قانونی در این کشور را داشته است.
او همچنین نوشته بود که به فرزندانش «نصیحت خواهم کرد که هیچگاه فریب شعارهای دروغینی چون "حوزه مشترک تمدنی"، "فرهنگ مشترک" و "زبان مشترک" را نخورند و ایرانیان را بیگانهترین مردمان ببینند.»
بیگزاد در شرح یکی از تجربههای کاری خود در ایران نوشته است که مدتی بهعنوان نگهبان در یک شرکت کار میکرد. به گفته او، صاحب شرکت یک گرگ را نیز برای نگهبانی آورده بود و روزی در حضور همسر و فرزندان خود، با اشاره به آن حیوان به بیگزاد گفت: «میدانی این گرگ رهبرت است، ازش خوب مراقبت کن.»
بیگزاد مینویسد که از شنیدن این جمله شوکه شد و پس از آن، کار خود را رها کرد.
از بیگزاد چهار فرزند به جا مانده است؛ کوچکترین آنها دختری دو ساله و بزرگترینشان پسری ۹ ساله است.
«فرزندانم در کوچه تحقیر و لتوکوب میشدند»
بیگزاد در بخش دیگری از یادداشتش از روزهای زندگی خانوادهاش در اصفهان نوشته است. او میگوید خانهای کوچک اجاره کرده بود تا شاید بتواند پسر بزرگش، بهنام، را در مکتب ثبتنام کند، اما با وجود دو سال تلاش، موفق نشد.
به نوشته او، در این مدت فرزندانش بارها از سوی کودکان محله مورد توهین، تحقیر و ضربوشتم قرار گرفتند.
او نوشته است که عبارت «کثافت افغانی» را هم کودکان و هم برخی بزرگترهای محله بارها برای خطاب قرار دادن فرزندانش به کار میبردند؛ تا جایی که روزی بهنام از او پرسید: «پدر، این "افغانی" مگر چیز بدی است؟»
بیگزاد مینویسد که تنها توانست به پسرش بگوید: «نه بچیم، اونا تربیت ندارند، این حرفا ره میگن.»
به گفته او، آزارها به مرور شدت گرفت و فرزندانش شکایت کردند که مردی در محله آنها را تهدید و تحقیر میکند. سرانجام، به نوشته بهزاد، یک روز همان مرد با موتورسایکل به دوچرخه دو پسرش برخورد کرد. بهروز موفق شد فرار کند، اما بهنام زخمی شد.
بیگزاد نوشته است که وقتی خود را به محل رساند و از آن مرد پرسید: «مگر گناه این بچهها چیست؟»، با این پاسخ روبهرو شد: «آشغالیهای کثیف افغانی حق گپ زدن ندارید. ول کنید کشور ما را و گور تان را گم کنید. یکبار دیگر ببینم بچههایت از کوچه بگذرند، پایشان را قلم میکنم.»
او مینویسد که در پاسخ گفته است: «مگر این است فرهنگ و تمدن ایران؟ شرمآور است که یک آدم بزرگ چنین برخوردی میکند.»
از کار شاقه در ایران تا مرگ در معدن بدخشان
ناجی بیگزاد مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه خاتمالنبیین در کابل دریافت کرده بود.
یکی از نزدیکان او گفت که وضعیت مالی بیگزاد خوب نبود و حتی سالها پس از فراغت از دانشگاه، هنوز هزینه کارشناسی ارشد خود را به گونه کامل پرداخت نکرده بود.
او همچنین در شبکههای اجتماعی فعالیت گستردهای داشت و درباره موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی واکنش نشان میداد. بیگزاد همچنین در حکومت پیشین مدتی به عنوان کارمند در ریاست اجرائیه کار کرده بود.
او در ایران به نگهبانی و انجام کارهای شاقه روی آورد تا هزینههای زندگی خانوادهاش را تأمین کند. پس از بازگشت به افغانستان نیز به کارگری در معدن مشغول شد و پیش از ظهر روز پنجشنبه، ۱۱ سرطان، بر اثر فروریختن دیوار در یک معدن طلا جان باخت. او حدود ۳۹ سال داشت.
خانواده و نزدیکان آقای بیگزاد، پیکر او را همان روز در ولسوالی شکی بدخشان به خاک سپردند.
مرگ کارگران معدن در افغانستان یکی از مشکلات مزمن این بخش است و عوامل متفاوت دارد.
نبود استانداردهای ایمنی، ریزش تونلها، گازهای سمی و انفجار، نبود نظارت مؤثر، عدم رعایت قوانین و تجهیزات و فناوری فرسوده از دلایل عمده مرگومیر بالای کارگران معدن است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، فعالان زیادی به دلیل نگرانی از آزار و اذیت، انتقامجویی و فقر و بیکاری گسترده، به کشورهای همسایه از جمله ایران پناه بردند. با این حال، همزمان جمهوری اسلامی سختگیریها علیه مهاجران افغان را تشدید کرده و روزانه شمار زیادی از آنها را اخراج میکند.
اداره طالبان پس از نزدیک به پنج سال تسلط بر افغانستان، تلاش میکند نیروها و جنگجویان خود را به شکل یک ارتش منظم درآورد و راههای تازهای را برای تأمین واحدهای زرهی، توپخانه، نیروی هوایی و شبکههای لجستیکی پیدا کند.
در همین راستا، در ششم جوزا و در حاشیه نشست امنیتی مسکو، محمدیعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، توافقنامهای برای همکاریهای نظامی ـ فنی با سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه امضا کرد. بر اساس این توافق، مسکو تجهیزات نظامی بهجا مانده از دوران اتحاد شوروی را که در اختیاز طالبان قرار دارد، بازسازی خواهد کرد.
این توافق در حالی امضا میشود که روابط طالبان با پاکستان از ماه دلو به این سو متشنج بوده و هواپیماهای پاکستانی بهطور مکرر پایتخت افغانستان و ولایتهای مرزی را هدف قرار دادهاند.
بر اساس یافتههای افغانستان اینترنشنال، طالبان در چارچوب توافق جدید در زمینه احیای سلاحها، وسایط زرهی، سامانههای دفاع هوایی و حتی ترمیم و فعالسازی دوباره جنگندهها و چرخبالهای نظامی از مسکو درخواست همکاری کرده است.
احیای میراث شوروی
به گفته منابع مختلف در وزارت دفاع، اداره امور، ریاست استخبارات و وزارت خارجه طالبان، توافق همکاری نظامی و فنی میان دو طرف پنج محور اساسی دارد که شامل آموزش نیروها، پشتیبانی فنی از سلاحها، همکاری اطلاعاتی، عملیات علیه گروههای مسلحی که روسیه آنها را تهدید میداند و همکاریهای لجستیکی است.
به گفته منابع، تمرکز اصلی این همکاری بر مبارزه با شاخه خراسان داعش است؛ گروهی که مسکو آن را تهدیدی جدی برای امنیت آسیای میانه و روسیه میداند.
روسیه تعهد کرده است سلاحهای سبک را ترمیم و تأمین کند تا پاسگاههای طالبان در امتداد خط دیورند و مرزهای آسیای میانه تقویت شوند.
اما درخواستهای طالبان بسیار گستردهتر از این است.
یک منبع در ریاست دفاع و امنیت اداره امور طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان تلاش دارد روابط مستقیمی با مجتمع صنایع نظامی روسیه برقرار کند تا امکان خرید سلاح و ترمیم آنها را فراهم کند.
طالبان فهرستی شامل ۱۴ هزار و ۸۰۳ میل سلاح از انواع مختلف خانواده AK تهیه کردهاند که روسیه بر اساس آن این سلاحها را ترمیم و مهمات مورد نیازشان را تأمین خواهد کرد. در این فهرست سلاحهای AK-47، AKM، AKMS و AK-74 که در افغانستان با نام «کلاشینکوف» شناخته میشوند، شاملاند.
علاوه بر این، ۸ هزار و ۶۳۲ میل سلاح AKS-74U (کرینکوف)، تفنگ نیمهاتومات SKS و تفنگ تکتیرانداز SVD دراگانوف نیز در فهرست قرار دارند که باید ترمیم شوند. همچنین در این فهرست ترمیم ۲۱ هزار و ۳۲ قبضه تفنگچه ماکاروف، TT-33 و تفنگچه خودکار استچکین نیز درخواست شده است.
کارشناسان امور نظامی میگویند بخش بزرگی از این سلاحها در دورههای حکومتهای نزدیک به اتحاد شوروی و طی دههها جنگ وارد افغانستان شدهاند.
هرچند سلاحهای امریکایی موجود در اختیار طالبان از نمونههای روسی پیشرفتهتر هستند، اما به دلیل محدودیت در دسترسی به قطعات، مهمات و خدمات ترمیمی، استفاده از آنها در میان جنگجویان طالبان روزبهروز کاهش یافته است.
طالبان در بخش ترمیم سلاحهای سنگین نیز تعدادی سلاح را مشخص کردهاند که شامل ۷۶۵ میل دهشکه (DShK)، پیکا (PKM)، زیکویک، KPV و RPK میشود. این سلاحها برای جنگهای میدانی و دفاع از پاسگاهها اهمیت زیادی دارند.
در بخش سلاحهای ضدزره، طالبان علاوه بر راکتانداز RPG-7، توپهای ضدتانک SPG-9 و B-10، خواستار دریافت موشکهای هدایتشوندهای مانند 9M14 Malyutka و 9K111 Fagot نیز شدهاند.
مالیوتکا و فاگوتُ موشکهای ضدتانک ساخت شوروی هستند که از مرگبارترین سلاحها برای انهدام اهداف سنگین به شمار میروند. مالیوتکا موشک نسل اولی است که با جویاستیک دستی هدایت میشود و توانایی هدف قرار دادن تانکها تا فاصله سه کیلومتری را دارد؛ در حالی که فاگوت سامانه پیشرفتهتری از نسل دوم است که از داخل لوله پرتاب شده و با کمک دوربین بهصورت نیمهخودکار هدف را دنبال میکند.
منابع میگویند فهرست این سلاحها در وزارت دفاع است، اما تاکنون موجودیت آنها تأیید نشده و به همین دلیل از روسیه درخواست شدهاند.
بر اساس اطلاعات منابع، طالبان بهطور ویژه خواهان دریافت سامانههای دفاع هوایی قابل حمل بر شانه مانند استرلا (Strela) و ایگلا (Igla) شدهاند. این موشکها توسط اتحاد شوروی و سپس روسیه ساخته شده و قابلیت حمل توسط افراد را دارند.
این سلاحها بر اساس فناوری فروسرخ (ردیابی حرارتی) عمل میکنند و گرمای موتور هدف را دنبال میکنند.
این سامانهها عمدتاً برای سرنگونی هواگردهای با ارتفاع پایین، از جمله هلیکوپترها، هواپیماهای ترابری نظامی و برخی جنگندههای دیگر استفاده میشوند.
درخواست این سلاحها در حالی مطرح شده که به باور تحلیلگران، حریم هوایی افغانستان همچنان امن نیست و بهطور مکرر گزارشهایی از پرواز پهپادهای ناشناس در آسمان کشور منتشر میشود.
طالبان تانکها و وسایط زرهی قدیمی را بازسازی میکند
در میان تجهیزات وزارت دفاع افغانستان، ۷۶ تانک زرهی هشتچرخه BTR-60 و BTR-70، وسایط جنگی پیادهنظام BMP-1 و BMP-2 و همچنین تانکهای T-55 و T-62 ثبت شدهاند. پیش از این شمار این وسایط حدود ۴۶۰ عراده برآورد میشد.
برخی منابع در وزارت دفاع طالبان به افغانستان اینترنشنال گفتند که این وسایط زرهی نیز در فهرست تجهیزات نیازمند ترمیم قرار دارند؛ از میان آنها ۲۱ عراده سالم هستند و بقیه به بازسازی و ترمیم نیاز دارند.
در جریان جنگ اتحاد شوروی و مجاهدین افغان در سالهای (۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹) وسایط زرهی BMP-1 و BMP-2 نقش مهمی در عملیات نظامی نیروهای شوروی داشتند. این جنگ باعث شد برخی ضعفهای اساسی طراحی BMP-1 آشکار شود و در نتیجه استفاده از مدل پیشرفتهتر BMP-2 سرعت گیرد.
به گفته تحلیلگران نظامی، BMP-1 که اساساً برای نبرد در دشتهای باز اروپا طراحی شده بود، در افغانستان با مشکلات زیادی روبهرو شد. تأثیر توپ ۷۳ میلیمتری آن در مناطق کوهستانی و مرتفع علیه اهداف مجاهدین محدود بود. همچنین زره آن در برابر راکتهای RPG-7 و مسلسلهای سنگین آسیبپذیر تلقی میشد که میزان خسارتپذیری آن را بالا میبرد؛ اما این نواقص در نسل دوم برطرف شد.
طالبان همچنین خواهان ترمیم ۳۱ توپخانه متحرک ۱۵۲ میلیمتری و ۲۷ راکتانداز شدهاند.
به گفته منابع، در وزارت دفاع تحت کنترول طالبان ۳۰۲۰ موتر روسی کاماز، موترهای حامل توپ، تریلرها و تریلرهای ویژه حمل تانک نیز موجود است، اما هنوز روشن نیست چه تعداد از آنها به ترمیم و نوسازی نیاز دارند.
موضوع موترهای کاماز در اواخر ماه ثور نیز در مجمع اقتصادی کازان میان نمایندگان طالبان و مقامهای روسیه و تاتارستان مطرح شده بود.
آیا «ارابه شیطان» دوباره پرواز خواهد کرد؟
مهمترین بخش درخواستهای طالبان احتمالاً مربوط به نیروی هوایی است.
طالبان خواستار ترمیم ۱۱ فروند هلیکوپتر ترابری Mi-8 و Mi-17 و چهار فروند هلیکوپتر تهاجمی Mi-24 شدهاند. Mi-24 که در افغانستان با نام «ارابه شیطان» شناخته میشود، برای پشتیبانی نزدیک هوایی استفاده میشود.
علاوه بر این، درخواست ترمیم ۱۲ فروند دیگر از جنگندههای MiG-21، MiG-23، Su-22 و Su-25 نیز مطرح شده است.
این هواپیماها در آشیانههای فرودگاههای کابل، هرات، جلالآباد، خوست، بگرام و قندهار قرار دارند.