افغانهای مقیم هامبورگ در اعتراض به بازداشت زنان در هرات تجمع کردند


شماری از افغانهای مقیم هامبورگ آلمان در یک تجمع اعتراضی خواستار توقف بازداشت زنان در هرات شدند.
معترضان بازداشت زنان و برخورد خشونتآمیز طالبان با باشندگان منطقه جبرئیل هرات را بهشدت محکوم کردند.
این تجمع به ابتکار فرهنگیان و هنرمندان افغان و با حضور زنان و مردان در منطقه «ایستگاه مرکزی» در مرکز شهر هامبورگ برگزار شد.
خبرنگار افغانستان اینترنشنال که برای پوشش این تجمع در محل حضور داشت، گفت که شماری از زنان شرکتکننده در حالی که برای زنان هرات اشک میریختند، خواستار همبستگی بیشتر با آنان شدند.
حمید آریارمن، یکی از برگزارکنندگان این برنامه، به افغانستان اینترنشنال گفت که رفتار توهینآمیز و تحقیرآمیز طالبان در روزهای اخیر در هرات، مردم را در نقاط مختلف جهان نگران کرده است.
او افزود که این برنامه برای اعلام همبستگی با زنان افغانستان، بهویژه زنان هرات، برگزار شده است. به گفته او، زنان هرات در برابر استبداد طالبان ایستادهاند و افغانها در سراسر جهان از آنان حمایت خواهند کرد.
شکیب مصدق، هنرمند سرشناس افغانستان، از دیگر برگزارکنندگان این تجمع، گفت که افغانستان بیش از هر کشور دیگری به شعار «زن، زندگی، آزادی» نیاز دارد. او افزود که بازداشت زنان در خیابانها از سوی طالبان، تعرض به کرامت و حرمت زنان افغان است.
زهرا شیخی، از شرکتکنندگان این برنامه، گفت که موضوع تنها به هرات محدود نمیشود و جهان باید وضعیت زنان در سراسر افغانستان را ببیند؛ زنانی که از حق کار، حضور در اجتماع و تحصیل محروم شدهاند.
به گفته او، دختران زیادی در این تجمع شرکت کردهاند تا «صدای دربند زنان افغانستان» باشند.
خانم شیخی افزود که زنان افغان مصمماند به مردم جهان توضیح دهند که بر نیمی از جامعه افغانستان، زیر حاکمیت طالبان، چه میگذرد.
برگزارکنندگان این تجمع همچنین اعلام کردند که قرار است روز شنبه نیز تظاهرات گستردهتری از سوی افغانهای مقیم هامبورگ برگزار شود.

دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، روز پنجشنبه در کاخ سفید به خبرنگاران گفت که توافق احتمالی با جمهوری اسلامی ممکن است تا چند روز دیگر در اروپا امضا شود. او افزود که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور امریکا، در مراسم امضای توافق میان امریکا و ایران شرکت خواهد کرد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، گفت که طرفها به «یک توافق عالی» درباره ایران دست یافتهاند و افزود که این توافق ممکن است ظرف چند روز آینده نهایی شود.
ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگاری در کاخ سفید درباره اینکه آیا مجتبی خامنهای این توافق را تأیید کرده است، گفت: «تا جایی که من میدانم، پاسخ بله است.»
او همچنین افزود که با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، درباره این موضوع گفتوگو کرده است.
رئیسجمهور امریکا تأکید کرد که تنگه هرمز «بهمحض امضای توافق، بهطور رسمی باز خواهد شد.»
ترامپ همزمان از لغو حمله برنامهریزیشده امریکا به ایران در سومین شب دور تازه تنشها خبر داد.
او روز پنجشنبه در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشیال، نوشت که پس از پیشرفت در گفتوگوها، حملات برنامهریزیشده امریکا علیه ایران را متوقف کرده است.
ترامپ پیشتر گفته بود که ارتش امریکا برای سومین شب پیاپی به ایران حمله خواهد کرد.
با این حال، خبرگزاری فارس گزارش داد که هیچ متنی برای تفاهمنامه اولیه با امریکا تأیید نشده است.
همزمان، آکسیوس گزارش داد که گفتوگوها با میانجیگری قطر ادامه دارد. به گفته منابع آگاه، اختلافها بر سر چگونگی آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران، بازگشایی تنگه هرمز و چارچوب گفتوگو درباره برنامه هستهای ایران در دوره آتشبس ۶۰ روزه کاهش یافته است.
منابع در هرات میگویند که در آخرین ساعات پنجشنبهشب، دهها واسطه نظامی طالبان در نقاط مختلف این شهر گشتزنی میکرد.
این گشتزنیها پس از آن گزارش شده است که شماری از شهروندان از احتمال برگزاری تظاهرات در روز جمعه، در واکنش به بازداشت زنان در هرات، خبر دادهاند.
ویدیوهایی که به افغانستان اینترنشنال رسیده، نشان میدهد که واسطههای نظامی طالبان با آژیر روشن در جادههای شهر هرات رفتوآمد میکنند.
شماری از افرادی که از هرات با افغانستان اینترنشنال تماس گرفتهاند، میگویند طالبان با روشن نگهداشتن آژیر موترهای نظامی میخواهد فضای ترس ایجاد کند تا مردم از شرکت در هرگونه تظاهرات خودداری کنند.
وسایط نظامی طالبان در جادههای موسوم به «جاده ولایت» «خیابان هرات» «شهر نو» «جکان» «پارک ترقی» و «دروازه ولایت» دیده شدهاند.
یک شاهد عینی نیز گفته است که دهها موتر نظامی طالبان در آخرین ساعات شب به شهرک جبرئیل رفته است.
جبرئیل روز سهشنبه شاهد اعتراض گسترده شهروندان بود؛ اعتراضی که از سوی طالبان سرکوب شد.
برخورد تند طالبان با زنان در هرات و سرکوب خشونتآمیز تجمعات مردمی، موجی از اعتراضهای داخلی و محکومیتهای بینالمللی را برانگیخته است. از ملل متحد و سازمانهای حقوق بشری تا نمایندگان برخی کشورها، همگی خشم و نگرانی خود را نسبت به این رفتارها ابراز کردهاند.
در میان واکنشهای داخلی، موضعگیری حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان جلب توجه میکند. او با تأکید بر حفظ کرامت و عزت زنان، نسبت به شیوه برخورد مأموران طالبان با زنان بازداشتشده در هرات اعتراض کرد.
این موضعگیری را میتوان ادامه دفاع او از حقوق زنان در دوران حاکمیت طالبان دانست، اما انتقاد اخیر او از یک جهت با مواضع پیشینش تفاوت داشت که بهطور آشکار عملکرد اداره امر به معروف را زیر سوال برد، نهادی که یکی از مهمترین ابزارهای کنترول فرهنگی و مذهبی طالبان به شمار میرود. طالبان اجرای دستورات مذهبی و فرهنگی خود را به امر به معروف سپرده است.
اهمیت این موضعگیری زمانی بیشتر آشکار میشود که با سکوت داکتر عبدالله عبدالله مقایسه شود. هر دو در کابل و زیر نظارت طالبان زندگی میکنند. اما در حالی که کرزی بار دیگر به تحولات کشور واکنش نشان داد، عبدالله تاکنون درباره رویدادهای هرات اظهارنظر نکرده است.
کرزی در سالهای اخیر بهطور پیوسته درباره بازگشایی مکاتب دخترانه و رعایت حقوق اساسی زنان موضع گرفته، اما عبدالله ترجیح داده است در قبال تحولات داخلی موضع نگیرد.
دو جنبه موضع کرزی
موضعگیری کرزی با توجه به محدودیتهایی که طالبان در سالهای اخیر بر او اعمال کرده، قابل توجه است. این گروه بارها سفرهای خارجی و دیدارهای وی با دیپلوماتهای بینالمللی را محدود کرده و نسبت به انتقادهای علنی او حساسیت نشان داده است. با این حال، کرزی این بار، با وجود پیامدهای احتمالی، سکوت خود را شکست و مستقیماً به سرکوب اعتراضات هرات واکنش نشان داد.
به نظر میرسد کرزی با اتکا به جایگاه سیاسی، اعتبار داخلی و روابط گسترده بینالمللی خود، احساس میکند میتواند با احتیاط بیشتری از خطوط قرمز طالبان عبور کند. او همچنان یکی از شناختهشدهترین چهرههای سیاسی افغانستان در سطح بینالمللی است و دیپلوماتهای خارجی معمولاً پس از دیدار با مقامهای طالبان، تلاش میکنند با او و در مرحله بعد با داکتر عبدالله نیز دیدار کنند.
اما خط سرخی که کرزی به آن نزدیک شده، صرفاً انتقاد از یک رویداد مشخص نیست. اداره امر به معروف برای طالبان تنها یک نهاد اجرایی نیست، بلکه بخشی از هویت ایدئولوژیک و سازوکار اعمال اقتدار این گروه به شمار میرود. انتقاد از نحوه عملکرد این نهاد، بهویژه در موضوع حجاب، در واقع به چالش کشیدن یکی از مهمترین پایههای رژیم هبتالله است.
کرزی در سالهای اخیر از جمله سیاستمدارانی بوده که بر اصلاح رفتار طالبان و گفتوگو با این گروه تأکید کرده است. او بارها با سرنگونی قهری طالبان مخالفت کرده و بر ضرورت یافتن راهحل سیاسی و گفتوگوهای بینالافغانی تأکید ورزیده است. از نگاه او، افغانستان زمانی میتواند به ثبات و پیشرفت دست یابد که طالبان و دیگر نیروهای سیاسی و اجتماعی کشور برای ساختن آیندهای مشترک همکاری کنند.
با این حال، بازداشتهای پیدرپی زنان به دلیل نوع حجاب و برخورد خشونتآمیز با معترضان هرات، ممکن است امید سیاستمداران عملگرا و اهل مصالحهای مانند کرزی را نسبت به امکان تغییر در طالبان را کمرنگتر کرده باشد. او در مواضع علنی خود همچنان از تعامل و تشویق طالبان به اصلاح سخن گفته است، اما رویدادهای اخیر بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که سیاست مدارا و ترغیب تا چه اندازه توان تأثیرگذاری بر رفتار طالبان دارد.
در نهایت، اختلاف میان کرزی و طالبان را نمیتوان صرفاً اختلافی بر سر حجاب یا آموزش دختران دانست. این اختلاف به دو برداشت متفاوت از مشروعیت سیاسی بازمیگردد. کرزی پیشتر در گفتوگو با هفتهنامه اشپیگل گفته بود که افغانها حکومتی میخواهند که نماینده اراده آنان باشد. این سخن، در جوهر خود، به چالش کشیدن حاکمیت مطلقه هبتالله آخندزاده است؛ رهبری که تاکنون هیچ اشارهای به حق مردم برای انتخاب حاکمان کشور نکرده است.
اعتراض کرزی به بازداشت زنان در هرات، در ظاهر واکنشی به یک رویداد مشخص است، اما در سطحی عمیقتر، بازتاب دو تصور متفاوت از حکومت در افغانستان است: یکی مبتنی بر اقتدار مطلق هبتالله و دیگری مبتنی بر رضایت و مشارکت مردم صاحب حقوق کرامت.
رویدادهای چند روز اخیر در هرات و کابل تنها به آسیبدیدگان مستقیم این حوادث محدود نمیشود بلکه بار سنگین روانی آن بر میلیونها زن و دختر افغان سایه میافکند. در هرات، گزارشها و تصاویر منتشرشده از برخورد خشونتآمیز طالبان با زنان معترض افکار عمومی را تکان داده است.
در کابل نیز زیر گرفته شدن تعدادی از دختران توسط یک موتر منسوب به یک مقام طالبان، نگرانی و خشم گستردهای را در جامعه برانگیخت. این حوادث در کشوری رخ میدهد که زنان آن از پیش با یکی از شدیدترین بحرانهای سلامت روان در جهان روبهرو هستند.
برای درک ابعاد واقعی تأثیر این حوادث، باید وضعیت سلامت روان زنان افغانستان پیش از وقوع این رویدادها را نیز در نظر گرفت. مطالعات و بررسیهای اخیر نشان میدهد که زنان افغانستان از بالاترین سطوح فشار روانی در جهان رنج میبرند.
یافتههای پژوهشهای مختلف نشان میدهد که بین ۷۰ تا ۸۰ درصد زنان افغانستان علایم افسردگی را تجربه میکنند، حدود ۸۱ درصد با اضطراب دستوپنجه نرم میکنند و بیش از ۶۶ درصد تحت فشارهای شدید روانی قرار دارند.
برای مقایسه، میزان افسردگی در میان زنان پاکستان حدود ۲۹ تا ۳۴ درصد، در ایران ۱۵ تا ۲۵ درصد و در هند ۱۰ تا ۲۰ درصد گزارش شده است. این در حالی است که شیوع افسردگی در میان زنان در سطح جهان حدود ۷ درصد و میزان اختلالات اضطرابی حدود ۸ تا ۱۰ درصد برآورد میشود.
این ارقام نشان میدهد که زنان افغانستان پیش از وقوع این حوادث نیز در وضعیت شکننده و نگرانکنندهای قرار داشتهاند. ریشههای این بحران روانی عمیق و چندلایه است. محدودیتهای گسترده بر آموزش و اشتغال زنان، محرومیت از مشارکت اجتماعی، ناامیدی نسبت به آینده، فقر و ناامنی غذایی، خشونتهای مبتنی بر جنسیت، ازدواجهای زودهنگام و اجباری و سالها تجربه جنگ و بیثباتی، همگی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند.
بسیاری از زنان افغانستان نهتنها فرصت ساختن آیندهای متفاوت را از دست دادهاند، بلکه با احساس مداوم بیقدرتی، بیپناهی و حذف از عرصه عمومی مواجهاند. در چنین شرایطی، حوادث اخیر هرات و کابل صرفاً یک رویداد امنیتی یا سیاسی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یک عامل تشدیدکننده بحران سلامت روان عمل کند.
پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد که مشاهده خشونت علیه افرادی که از نظر جنسیت، سن یا شرایط اجتماعی با فرد شباهت دارند، میتواند احساس ناامنی، ترس و آسیبپذیری را در میان سایر اعضای همان گروه افزایش دهد.
بسیاری از زنان افغانستان هنگام مشاهده تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از این حوادث، خود را جای قربانیان قرار میدهند. این امر میتواند اضطراب، ترس، خشم، احساس درماندگی و علایم اضطراب پس از سانحه را تشدید کند.
علاوه بر خود حادثه، بازتاب گسترده آن در رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز نقش مهمی در گسترش آسیب روانی دارد. انتشار مکرر تصاویر خشونت، ویدیوهای تکاندهنده و روایتهای دردناک سبب میشود که زنان بارها و بارها با همان صحنههای خشونتآمیز مواجه شوند. این پدیده که در روانشناسی از آن به عنوان «آسیب روانی ثانویه» یا «بازآسیبدیدگی از طریق رسانه» یاد میشود، میتواند اثرات روانی حادثه را از قربانیان مستقیم به میلیونها نفر دیگر منتقل کند.
به همین دلیل، دامنه تأثیر این رویدادها بسیار فراتر از تعداد افرادی است که مستقیماً در آن حضور داشتهاند. در کنار این همه، دسترسی به خدمات سلامت روان در افغانستان بهشدت محدود است.
آمارها نشان میدهد که تنها حدود ۶ درصد مردم به نوعی از خدمات سلامت روان دسترسی دارند و برخی گزارشها حاکی از آن است که تنها حدود ۳ درصد مراجعهکنندگان به مراکز صحی خدمات مرتبط با سلامت روان دریافت میکنند. به بیان دیگر، بیش از ۹۰ درصد افرادی که به حمایت روانی نیاز دارند، از دریافت این خدمات محروم میمانند.
سازمان جهانی صحت گزارش میدهد که در افغانستان به ازای هر یکصد هزار نفر تنها حدود پنج نیروی سلامت روان وجود دارد؛ از جمله ۰.۳ روانپزشک و ۲.۱ روانشناس. این رقم در بسیاری از کشورهای با درآمد بالا بین ۵۰ تا ۱۰۰ متخصص در هر یکصد هزار نفر است.
برای زنان افغانستان، موانع دسترسی حتی بیشتر است. کمبود کارکنان زن در بخش سلامت، محدودیتهای رفتوآمد، موانع اقتصادی، انگ اجتماعی و محدودیتهای موجود بر آموزش زنان، دسترسی آنان به خدمات روانی را دشوارتر کرده است. در نتیجه، گروهی که بیشترین نیاز را به حمایت روانی دارد، اغلب کمترین دسترسی را به این خدمات پیدا میکند.
از این رو، حوادث اخیر هرات و کابل را نباید تنها در چارچوب تلفات جسمی یا پیامدهای سیاسی آن ارزیابی کرد. این رویدادها بر بستری از آسیبهای انباشته روانی، ناامیدی اجتماعی و محرومیت گسترده زنان از حقوق اساسیشان رخ دادهاند. هر رویداد خشونتآمیز جدید میتواند این زخمهای کهنه را عمیقتر سازد، احساس ترس و ناامنی را در میان میلیونها زن و دختر افزایش دهد و این پیام را به آنان منتقل کند که حتی امنیت جسمی آنان نیز تضمینشده نیست.
سلامت روان زنان افغان امروز تنها یک مسئله صحی نیست بلکه به مسئلهای اجتماعی، حقوق بشری و توسعهای تبدیل شده است. جامعهای که بخش بزرگی از زنان آن با ترس، اضطراب، افسردگی و احساس بیآیندگی زندگی میکنند، با پیامدهای گستردهای در حوزههای خانواده، آموزش، مشارکت اجتماعی و توسعه انسانی مواجه خواهد شد. از همین رو، توجه به سلامت روان زنان نباید به حاشیه رانده شود یا تنها به زمان وقوع بحرانها محدود بماند.
چه باید کرد؟
اگرچه حل ریشههای بحران سلامت روان زنان در افغانستان نیازمند تغییرات گسترده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است، اما اقدامات متعددی نیز وجود دارد که میتواند در کوتاهمدت از تشدید آسیبهای روانی جلوگیری کرده و ظرفیت مقابله و تابآوری زنان را افزایش دهد.
۱. خانوادهها محیطی امن و حمایتگر ایجاد کنند
خانواده نخستین و مهمترین منبع حمایت روانی برای زنان است. شنیدن بدون قضاوت، همدلی، احترام به احساسات زنان و فراهمکردن فضایی امن برای صحبت درباره نگرانیها و ترسها میتواند بخش مهمی از فشارهای روانی را کاهش دهد. در شرایطی که بسیاری از زنان از عرصههای اجتماعی حذف شدهاند، نقش خانواده در حفظ سلامت روان آنان بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
۲. کارکنان صحی رویکردی همدلانه و حساس به آسیبدیدگان داشته باشند
داکتران، روانشناسان، قابلهها، نرسها و سایر کارکنان صحی باید آگاه باشند که بسیاری از زنان مراجعهکننده ممکن است تجربه خشونت، ترس یا فشارهای شدید روانی را پشت سر گذاشته باشند. برخورد محترمانه، حفظ محرمیت، گوشدادن فعال و ارجاع مناسب به خدمات حمایتی میتواند اعتماد زنان به نظام صحی را افزایش دهد و از آسیب بیشتر جلوگیری کند.
۳. رسانهها مسئولانه عمل کنند
رسانهها نقش مهمی در آگاهیدهی دارند، اما بازنشر مکرر تصاویر خشونتآمیز و صحنههای تکاندهنده میتواند به بازتولید آسیب روانی منجر شود. رسانهها باید ضمن انعکاس واقعیتها، از انتشار غیرضروری تصاویر خشن خودداری کنند، هشدارهای لازم را برای مخاطبان در نظر بگیرند و در کنار پوشش رویدادها، اطلاعاتی درباره راههای دریافت حمایت روانی، مقابله با استرس و منابع کمکرسانی نیز ارائه کنند.
همچنان ضروری است که رسانهها از متخصصان سلامت روان در برنامههای خود دعوت کنند تا شیوههای مقابله با اضطراب و پیامدهای روانی این رویدادها را برای مردم توضیح دهند.
۴. نهادهای ملی و بینالمللی سلامت روان زنان را در اولویت قرار دهند
سازمانهای فعال در بخش صحت و کمکهای بشردوستانه باید سلامت روان را بهعنوان بخشی جداییناپذیر از پاسخهای بشردوستانه و خدمات صحی در نظر بگیرند. گسترش خدمات مشاورهای، آموزش کارکنان صحی، ایجاد خطوط تماس حمایتی و ادغام خدمات سلامت روان در مراقبتهای اولیه میتواند دسترسی زنان به حمایتهای ضروری را افزایش دهد.
۵. خدمات سلامت روان در سطح جامعه گسترش یابد
با توجه به کمبود شدید متخصصان، اتکا به مراکز تخصصی بهتنهایی کافی نیست. آموزش کارکنان صحی اولیه، کارکنان اجتماعی و داوطلبان محلی برای شناسایی و حمایت اولیه از افراد آسیبپذیر میتواند دامنه دسترسی به خدمات را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
۶. شبکههای حمایتی زنان تقویت شود
ایجاد و حمایت از گروههای همیار، محافل اجتماعی و شبکههای ارتباطی زنان میتواند از احساس انزوا بکاهد. بسیاری از زنان زمانی که فرصت مییابند تجربیات و نگرانیهای خود را با دیگران شریک سازند، احساس حمایت و امید بیشتری میکنند.
۷. توجه ویژه به دختران نوجوان
دختران نوجوان از آسیبپذیرترین گروهها در برابر پیامدهای روانی خشونت، محدودیتهای آموزشی و ناامیدی از آینده هستند. برنامههای حمایتی، آموزشی و روانی باید بهطور ویژه این گروه را هدف قرار دهد تا از شکلگیری آسیبهای پایدار در سالهای آینده جلوگیری شود.
۸. پرداختن به عوامل ریشهای بحران
هیچ برنامه سلامت روانی نمیتواند بدون پرداختن به عوامل اصلی ایجادکننده فشارهای روانی موفق باشد. کاهش فقر، بهبود امنیت غذایی، جلوگیری از خشونت جنسیتی، حمایت از آموزش و اشتغال زنان و افزایش مشارکت اجتماعی آنان، از مهمترین اقداماتی است که میتواند به بهبود پایدار سلامت روان زنان افغانستان کمک کند.
سلامت روان زنان افغانستان تنها با افزایش تعداد روانشناسان و مراکز مشاوره بهبود نخواهد یافت. تا زمانی که عوامل تولیدکننده ترس، ناامنی، محرومیت و ناامیدی پابرجا باشند، زخمهای روانی نیز همچنان بازتولید خواهند شد. از همین رو، حمایت از سلامت روان زنان مستلزم رویکردی جامع است که هم به درمان پیامدها بپردازد و هم به ریشههای بحران توجه کند.
دادگاه منطقه اکتیابرسکی در شهر روستوف-نا-دونو روسیه، یک جوان ۱۹ ساله را به دلیل نوشتن نظر انتقادی درباره طالبان در شبکه اجتماعی، به پرداخت ۱۰ هزار روبل، معادل حدود ۱۳۵ دالر امریکایی، جریمه کرد.
این جوان زیر خبری با عنوان «طالبان روسیه را با انار، کشمش، کوکاکولا، فرش و پنبه پر خواهد کرد»، نظری حاوی الفاظ توهینآمیز درباره طالبان منتشر کرده بود.
دادگاه اعلام کرد که این اظهارنظر میتواند موجب «ایجاد دشمنی میان مردم روسیه و افغانستان» شود.
در این پرونده، چندین نظر دیگر این جوان درباره مهاجران نیز مورد استناد قرار گرفته است. به نوشته مسکو تایمز، این اظهارنظرها «قتل مهاجران و آسیب رساندن به اموال آنان» را تبلیغ میکرد.
رسانههای روسی گزارش دادهاند که این جوان در دادگاه اتهامات وارده را پذیرفت و ابراز پشیمانی کرده است.
مسکو تایمز نوشت که تا همین اواخر، در روسیه افراد به دلیل حمایت از طالبان محاکمه میشدند. این رسانه به پرونده نادژدا کیورکووا، روزنامهنگار روس، اشاره کرده که یکی از موارد اتهامی او در پرونده توجیه تروریسم، نوشته طنزآمیزش درباره طالبان در سال ۲۰۲۱ بود.
در ادامه این گزارش آمده است که طالبان یک جنبش سیاسی و شبهنظامی اسلامگرای تندرو است که در سال ۲۰۲۱ قدرت را در افغانستان به دست گرفت و با تشکیل «امارت اسلامی»، قوانین شریعت را برقرار و حقوق زنان را بهطور گسترده محدود کرد.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در سال ۲۰۲۴ طالبان را «متحدان ما در مبارزه با تروریسم» خواند.
روسیه در تابستان سال گذشته به نخستین کشوری تبدیل شد که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت. مسکو همچنین نام طالبان را از فهرست سازمانهای تروریستی خود حذف کرد و سفیر این گروه را در پایتخت روسیه پذیرفت.