آژانس انرژی اتمی: هدف قرار دادن مراکز هستهای در جنگها به الگوی خطرناک تبدیل شده است
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با ابراز نگرانی از گسترش «پدیده» حمله به نیروگاههای هستهای در جریان درگیریهای اخیر، گفت حمله به این تاسیسات در حال تبدیل شدن به الگویی خطرناک در جنگها است.
گروسی با اشاره به حمله پهپادی به نیروگاه براکه در امارات متحده عربی گفت: «این واقعیت که کسی یک نیروگاه هستهای را هدف قرار داده، بسیار جدی است.»
او گفت آژانس شواهد لازم برای مقصر دانستن تهران در این حمله را در اختیار ندارد و افزود: «ما به مدرک ملموسی درباره منشا این حمله نیاز داریم.»
مقامهای امارات متحده عربی، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق را مسئول این حمله اعلام کردند.
گروسی همچنین به حملات علیه نیروگاه هستهای زاپوروژیا در اوکراین و نیروگاه هستهای بوشهر اشاره کرد.
گروسی به نشنالنیوز گفت برای بازدید از نیروگاه براکه به ابوظبی سفر خواهد کرد و سپس به کویت، عربستان سعودی و قطر میرود.
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت مطمئن است میتواند روابط آژانس با جمهوری اسلامی را پس از آنکه تهران او را به فراهم کردن بهانه برای حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای در سال گذشته متهم کرد، احیا کند.
او افزود زمان برای ازسرگیری همکاری کامل هنوز فرا نرسیده است.
گروسی پیشتر از احتمال دستیابی به توافق میان امریکا و جمهوری اسلامی استقبال کرد.
او به شبکه سیسیتیوی گفت: «ما بهطور عمیق در این وضعیت درگیر بودهایم و تلاش کردهایم راهحلی قابل قبول، صلحآمیز و دیپلوماتیک برای بحران پیرامون برنامه هستهای ایران پیدا کنیم. بنابراین فکر میکنم اگر این یادداشت تفاهم امضا شود، خبر بسیار خوبی خواهد بود.»
تدروس آدهانوم گبریسوس، رئیس سازمان بهداشت جهانی، که روز پنجشنبه به جمهوری دموکراتیک کنگو سفر کرده است، خواستار حمایت بیشتر جامعه جهانی برای مقابله با ابولا شد.
او گفت این سازمان تاکنون تنها یکسوم بودجه مورد نیاز خود را دریافت کرده است.
رئیس سازمان بهداشت جهانی از جوامع محلی و مناطق مرکزی کنگو که با شیوع جدید بیماری ابولا روبهرو هستند، خواست در مبارزه با این بیماری نقش محوری ایفا کنند.
بر اساس آمار مقامهای این کشور، تا روز جمعه، هشتم جوزا، یکهزار و ۲۸ مورد مشکوک ابتلا به ابولا ثبت شده است.
همزمان، سازمان امدادرسانی فرانسوی «پزشکان بدون مرز» روز شنبه هشدار داد که هفدهمین موج شیوع ابولا از زمان شناسایی این ویروس در سال ۱۹۷۶، با سرعتی کمسابقه در حال گسترش است.
آلن گونزالس، معاون عملیات این سازمان، در بیانیهای گفت: «در هیچیک از شیوعهای پیشین، در فاصلهای چنین کوتاه پس از اعلام رسمی وضعیت اضطراری، این تعداد مورد ابتلا ثبت نشده بود.»
او همچنین تأکید کرد که شمار تیمهای تخصصی پزشکی حاضر در منطقه و میزان کمکهای اختصاصیافته برای مقابله با این بحران، همچنان بسیار کمتر از نیازهای موجود است.
ویروس ابولا نخستینبار در سال ۱۹۷۶ در جمهوری دموکراتیک کنگو شناسایی شد. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، میانگین نرخ مرگومیر این بیماری در همهگیریهای مختلف حدود ۵۰ درصد بوده است.
ابولا از طریق تماس مستقیم با خون، ترشحات یا سایر مایعات بدن افراد مبتلا و همچنین افرادی که بر اثر این بیماری جان باختهاند، منتقل میشود.
در حال حاضر هیچ درمان تأییدشدهای برای گونه «بوندیبوگیو» ابولا، که عامل شیوع کنونی است، وجود ندارد. با این حال، سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که گروههای مشورتی این نهاد انجام آزمایشهای بالینی روی واکسنها و درمانهای احتمالی را توصیه کردهاند.
نزدیک به سه سال پس از آغاز جنگ در غزه، ابعاد تازهای از رفتار ارتش اسرائیل در میدان نبرد از زبان نیروهای این کشور فاش شده است.
مجله اکونومیست در گزارشی تحلیلی به قلم ویندل استیونسون، به بررسی شهادتهای تکاندهنده یک سرباز اسرائیلی با نام مستعار «جاناتان» پرداخته است.
این روایت نشان میدهد که ارتش اسرائیل بهگونه سیستماتیک از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است.
این گزارش بر پایه مستندات سازمان اسرائیلی «شکستن سکوت» تنظیم شده است. این یک نهاد غیردولتی است که از سال ۲۰۰۴ گواهیهای سربازان درباره اشغالگری را جمعآوری میکند و اکنون با ثبت بیش از شش هزار شهادت، از سوی محافل راستگرای اسرائیل به «خیانت» متهم شده است.
نداف وایمن، مدیر اجرایی این سازمان میگوید: «خطمشی ما مقابله با ادعای حکومت است که جنایات را به افراد خاطی نسبت میدهد. این یک جنایت سیستماتیک از سوی کل ساختار است.»
از «مشروعترین جنگ» تا ابهام در قوانین شلیک
جاناتان که پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دوره سربازی خود را در کرانه باختری گذرانده بود، پس از حمله حماس با انگیزهای قوی راهی غزه شد. او در ابتدا این نبرد را «مشروعترین جنگ تاریخ اسرائیل» میدانست، اما با ورود نیروهای پیاده به غزه پس از سه هفته بمباران سنگین تحت «دکترین ضاحیه» استراتژی تخریب گسترده برای سلب پناهگاه از شبهنظامیان، واقعیت میدان نبرد دگرگون شد.
جاناتان میگوید برخلاف کرانه باختری، در غزه هیچ «قواعد درگیری» مشخصی به آنها ابلاغ نشد.
به گفته وی، فرض بر این بود که هر کس پس از هشدارهای تخلیه در منطقه باقی مانده، هدف مشروع است؛ رویکردی که قوانین بینالمللی جنگ آن را مردود میدانند.
او فاش کرد که دستورات برای جلوگیری از شلیک به زنان، کودکان یا افراد برهنه، تنها زمانی صادر شد که ارتش اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۳ سه گروگان خودی را که با پرچم سفید فرار کرده بودند، به اشتباه کشت.
طبق این گزارش، تمام مردان در سنین نظامی (۱۶ تا ۶۰ سال) تهدید تلقی میشدند. بسیاری از کشتهشدگان غیرمسلح بودند و ارتش حتی وضع پوشش یا مدارک آنها را بررسی نمیکرد.
«پروتکل پشه» و استراتژی زمین سوخته
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این گزارش، افشای رویه موسوم به «پروتکل پشه» است. در هفتههای نخست جنگ، به دلیل تلفات بالای سگهای واحد ردیابی ارتش در اثر تلههای انفجاری، فرماندهان شروع به استفاده از فلسطینیان بازداشتشده برای پاکسازی ساختمانها کردند. این اقدام در تابستان ۲۰۲۴ به رویهای رایج تبدیل شد.
جاناتان میگوید: «بحث درون دسته ما یک بحث اخلاقی درباره استفاده از سپر انسانی نبود؛ بلکه بر سر این بود که چطور با او رفتار کنیم، چقدر غذا به او بدهیم یا چقدر او را کتک بزنیم. همه میدانستند که اگر از او استفاده نکنیم، احتمال مرگ خودمان بالا میرود.»
این غیرنظامیان مجبور میشدند پیش از ورود سربازان به خانههای مشکوک بروند، کمدها را باز کنند و تشکها را جابجا کنند تا تلههای انفجاری احتمالی خنثی شود. ارتش اسرائیل ابتدا وجود چنین پروتکلی را انکار کرد، اما بعداً اعلام کرد که در حال تحقیق درباره این اتهامات است. هرچند تاکنون هیچ سربازی متهم نشده است.
طبق این گزارش، مأموریت اصلی بسیاری از واحدهای پیادهنظام به «تخریب سیستماتیک» تغییر یافت. هدف، ایجاد یک منطقه حائل به عرض یک کیلومتر در امتداد مرز و کریدور نتزاریم بود که در آن تمامی خانهها، مکاتب، مزارع و کارخانهها با خاک یکسان شدند. به دلیل حجم بالای ویرانیها، سربازان پیادهنظامِ آموزشندیده خود اقدام به کارگذاری مین روی دیوارها میکردند و در نهایت، یک افسر مهندسی صرفاً برای طی مراحل بوروکراتیک و ثبت رسمی، شاسی انفجار را فشار میداد.
بحران روانی سربازان و گسست از هویت ملی
بربنیاد این گزارش، با طولانی شدن جنگ، عدم نابودی حماس و باقی ماندن گروگانها در اسارت، فرسودگی شدیدی بر بدنه ارتش حاکم شد.
آمارهای رسمی ارتش اسرائیل نشان میدهد که بین جنوری ۲۰۲۴ تا جولای ۲۰۲۵، دستکم ۲۷۹ سرباز اقدام به خودکشی کردهاند و آمار مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه در ارتش، نزدیک به ۴۰ درصد افزایش یافته است.
بسیاری از این نیروها دچار «جراحت اخلاقی»شدهاند؛ نوعی آسیب روانی ناشی از شرم و انزجار نسبت به اقداماتی که فرد در آن مشارکت داشته است.
جاناتان میگوید در میدان نبرد، ادبیات سربازان به شدت غیرانسانی شده بود و در مکالمات رادیویی از واژه «کثیف» برای اشاره به فلسطینیان استفاده میشد.
سخنگوی ارتش اسرائیل در پاسخ به این اتهامات مدعی است که عملیاتها بر اساس قوانین بینالمللی و ضرورت نظامی انجام شده است.
او حماس را متهم کرده است که به طور عمدی زیرساختهای خود را در میان جمعیت غیرنظامی مستقر کرده است.
ارتش اسرائیل همچنین تأکید کرده که استفاده از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی ممنوع است.
جاناتان پس از پایان خدمت و سفر به اروپا، با گسست عمیقی میان تجربه عینی خود و بایکوت خبری جامعه اسرائیل مواجه شده است. در اسرائیل رسانهها خط رسمی حکومت را دنبال میکنند و از تلفات دهها هزار نفری و قحطی غزه سخن نمیگویند.
او با ابراز شرمساری میگوید: «من مقصر اصلی را سیستم و حکومت میدانم، نه سربازان پیاده را؛ اما این باری از روی دوش من برنمیدارد. امروز دیگر به سرباز بودن یا اسرائیلی بودن خودم افتخار نمیکنم و فکر میکنم هرگز نتوانم پرچم کشورم را بر سر در خانهام آویزان کنم.»
روزنامه اسرائیل هیوم گزارش داد که موساد، سازمان جاسوسی این کشور شاخهای محرمانه برای عملیات نفوذ و بیثباتسازی حکومت ایران ایجاد کرده است.
به نوشته اسرائیل هیوم، ماموریت ابتدایی این شاخه که در سال ۲۰۲۱ و پس از آغاز ریاست داوید بارنیا بر موساد ایجاد شد، عملیات هدفمند برای کنار زدن مقامهای ارشد جمهوری اسلامی بود، اما بهتدریج به بخشی از راهبرد گستردهتر موساد برای «تغییر رژیم» تبدیل شد.
بر اساس این گزارش، مقامهای موساد معتقدند عملیاتهای اخیر علیه جمهوری اسلامی تنها یک مرحله در مسیر سقوط حکومت ایران بوده است.
به گفته رئیس پیشین این شاخه، هدف این واحد نزدیکتر کردن سقوط جمهوری اسلامی است و «کار با ایران تمام نشده، بلکه تازه شروع شده است».
او افزود این واحد اکنون با شدت بیشتری فعالیت میکند و هدف آن «سریعتر کردن روند ساعت شنی پایان حکومت» است.
اسرائیل هیوم به نقل از منابعی که بهتازگی با رئیس موساد گفتوگو کردهاند، نوشت او معتقد است اگر دونالد ترامپ از امضای توافقی که امکان احیای اقتصاد ایران را فراهم آورد، خودداری کند و محاصره این کشور ادامه یابد، جمهوری اسلامی تا پایان سال ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد.
پیت هگست، وزیر جنگ امریکا در نشستی در سنگاپور گفت: «هر توافق با ایران، توافق خوبی خواهد بود.» او اضافه کرد ایالات متحده بیش از حد کافی سلاح ذخیره کرده و «بیش از حد قادر» به از سرگیری جنگ با ایران است.
هگست که در اجلاس دفاعی برتر آسیا سخن میگفت، تاکید کرد: «توانایی ما برای از سرگیری جنگ در صورت لزوم این است که ما بیش از حد قادر هستیم، ذخایر ما بیش از حد مناسب برای این کار هستند، چه در آنجا و چه در سراسر جهان، به دلیل نحوه تعادل ما بین مهمات نفیس و فراوانتر.»
مقامات امریکایی در ماههای اخیر بارها بر آمادگی کامل نیروهای مسلح خود برای هر سناریوی احتمالی در منطقه خاورمیانه تأکید کردهاند.
وزیر جنگ امریکا با اشاره به سیاست بازدارندگی واشنگتن، گفت که ایالات متحده توانسته است با مدیریت هوشمندانه ذخایر تسلیحاتی، همزمان هم از حمایت اوکراین و اسرائیل برآید و هم آمادگی کامل برای مواجهه احتمالی با ایران را حفظ کند.
هگست همچنین به پیشرفتهای اخیر در تولید مهمات دقیق اشاره کرد و افزود که صنعت دفاعی امریکا ظرفیت تولید خود را به طور قابل توجهی افزایش داده است تا در صورت طولانی شدن هر درگیری، دچار کمبود نشود.
وزارت خزانهداری امریکا تحریمهای جدیدی در چارچوب مقابله با تروریسم علیه شماری از افراد و نهادهای ایرانی و همچنین برخی اشخاص و شرکتهای دیگر اعمال کرد. بر اساس اعلام وزارت خزانهداری امریکا هشت فرد و پنج نهاد را به فهرست تحریمهای خود افزود.
افراد تحریمشده شامل علی مجد سپهر، محمدعلی منصور درهشیری، سعید زاهدی، پیام اختریان، هدی باقری، فرزانه رضایی، رودابه سرمدی و منوچهر زندیان هستند.
در این شبکه، شرکت سورنا هوشمند سامانه به عنوان بازوی اصلی علی مجد سپهر عمل میکرد و شرکت سیران به عنوان یکی از نهادهای وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران، دریافتکننده اصلی این تجهیزات بوده است.
همچنین شرکتهای پوششی مستقر در دبی شامل گرین لایت کامپیوتر و الکوثر نئون برای دریافت و ارسال کالاها به ایران استفاده میشدند.
این شبکه با ثبت دامنههای جعلی، حسابهای بانکی واسطه و شرکتهای پوششی در امارات متحده عربی، کالاهای امریکایی را خریداری کرده و سپس به ایران منتقل میکرد.