شماری از شهروندان ایران در شهرهای مختلف ایران ر وز جمعه از وقوع انفجارها و اداه حملات خبر دادند.
به گفته آنها، صدای پرواز جنگندهها و انفجار در شهرهای یزد، نورآباد ممسنی و بوشهر شنیده شده است.
همچنین گزارشهایی از هدف قرار گرفتن پایگاه هوایی بندرعباس و شنیده شدن چهار انفجار بزرگ منتشر شده است. در سمنان نیز به گفته مخاطبان، پایگاه بسیج امیرکبیر و سپاه آلمحمد هدف قرار گرفتهاند. در شهمیرزاد نیز حوالی منطقه کلاهدوز هدف حمله گزارش شده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داد که سردار آزمون، مهاجم مطرح تیم ملی فوتبال ایران، بهدلیل آنچه انتشار عکس با حاکم دبی در اینستاگرام و «رفتار غیر وفادارانه» عنوان شده، از ترکیب این تیم کنار گذاشته شده است؛ موضوعی که میتواند حضور او در جام جهانی را با تردید جدی روبهرو کند.
رسانههای ایرانی گزارش دادهاند که این تصمیم پس از انتشار تصویری از دیدار آزمون با محمد بن راشد آل مکتوم، حاکم شهر دبی در شبکه اجتماعی اینستاگرام اتخاذ شده است. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که تنشها میان ایران و برخی کشورها افزایش یافته است.
آزمون که در حال حاضر برای باشگاه شباب الاهلی در امارات متحده عربی بازی میکند، یکی از مهرههای کلیدی تیم ملی ایران بهشمار میرود. او از زمان نخستین بازی ملی خود در سال ۲۰۱۴ تاکنون، ۵۷ گل در ۹۱ بازی ملی به ثمر رسانده است.
در صورت تأیید این تصمیم، تیم ملی ایران در آستانه رقابتهای جام جهانی با غیبت یکی از مهمترین مهاجمان خود مواجه خواهد شد؛ آن هم در شرایطی که وضعیت حضور این تیم در رقابتها نیز بهدلیل تنشهای سیاسی، با ابهام روبهرو است.
گزارشها حاکی است که آزمون پس از بالا گرفتن انتقادها، تصاویر منتشرشده را از صفحه خود حذف کرده؛ اما این اقدام مانع از واکنشهای تند در رسانههای رسمی ایران نشده است.تا اکنون فدراسیون فوتبال ایران بهطور رسمی در این مورد اظهارنظر نکرده است.
سردار آزمون یکی از شناختهشدهترین چهرههای فوتبال ایران است که سابقه بازی در باشگاههای مطرحی چون زنیت سنپترزبورگ، بایر لورکوزن و آ اس رم را در کارنامه دارد و در جامهای جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ نیز برای ایران به میدان رفته است.
در پی حمله هوایی پاکستان به درمانگاه ترک اعتیاد در کابل که صدها کشته و زخمی برجای گذاشت، خبرنگار رسانه رخشانه از این مرکز بازدید کرده و گزارشی درباره قربانیان، مجروحان و بستگان آنها منتشر کرده است.
افغانستان اینترنشنال این گزارش را که حاصل مشاهدات میدانی است، بازنشر میکند.
رسانه رخشانه: از حمله هوایی پاکستان به مرکز ترک اعتیاد «کمپ امید» در کابل تا لحظه نوشتن این چشمدید، دو روز میگذرد؛ اما عملیات نجات و جستجوی افرادی که در این مرکز تحت درمان بودند، هنوز جریان دارد.
گفته میشود، جنگندههای پاکستان سهشنبه شب (۲۶ حوت) حدود ساعت ۹ شب به وقت محلی بر یک مرکز ترک اعتیاد در منطقه پلچرخی کابل حمله مرگباری را انجام دادهاند.
روایت گروه طالبان این است که در این حملات بیش از ۴۰۰ بیمار کمپ امید کشته و بیش از ۲۵۰ نفر زخمی شدهاند.
این روایت، چشم دید من از کمپ امید و چند شفاخانه است؛ وضعیتی که توصیف آن دشوار است.
فردای روز حادثه، ساعت ۹ صبح چهارشنبه (۲۸ حوت) وقتی به کمپ امید رسیدم، دروازه کمپ به روی مراجعین بسته شده بود. سربازان طالبان دم دروازه ورودی به کسی اجازه ورود آزادانه نمیدادند.
جمعیت زیادی شامل دهها مرد و زن برای جستجوی عزیزانشان تجمع کرده بودند. اما به وضوح بیشتر کسانی که آنجا حضور داشتند، مردان بودند.
تقریبا همه به دنبال نام و سرنوشتی از عزیزان خود میگشتند. کسی به دنبال پسر، کسی برادر و کسی پدر.
کمپ با دیوارهای سمنتی بلند احاطه شده است. در کنار دروازه اصلی، دروازه کوچکی قرار داشت که سه یا چهار پرستار فهرست اسامی بیماران کمپ را در دست داشتند و با صدای بلند آن را میخواندند. اگر کسی نام بیمار خود را میشنید، اجازه داشت داخل ساختمان شود.
در هر دو طرف دروازه کمپ امید، فهرست نامهای زیادی به دیوار زده شده بود. نامها متعلق به کسانی بود که یا زنده بودند و یا مجروح. همه در لیست دنبال بیمار خود میگشتند.
میخواستم به بهانه خبرگیری از وضعیت بیماری داخل کمپ را ببینم. در واقع رفته بودم که از نزدیک ببینم چه اتفاقی رخ داده است. اما به شدت وضعیت تحت کنترول بود.
طالبان از لحظه اول حمله، جریان اطلاعات را محدود کردند. به گزارش رسانهها، به تعداد بسیار محدودی از رسانهها اجازه اطلاعرسانی از نزدیک داده شده است. واقعا پرسش این است که چرا طالبان اجازه نمیدهند این فاجعه انسانی به درستی اطلاعرسانی شود؟
سرباز طالبان از من تذکره و عکس بیمار را خواست. نداشتم و برای همین، اجازه نداد وارد شوم. از دروازه کمپ دور شدم و دوباره به فهرستهای آویزان دو طرف دروازه نزدیک شدم. از فردی که دنبال نامی در فهرست میگشت، پرسیدم: «کاکا این لیستها مربوط کدام بیماران است؟» جواب داد، لیست نام کسانی است که از حمله جان به سلامت بردهاند و از اینجا به «کمپ آغوش» در منطقه پلچرخی منتقل شدهاند.»
کمپ آغوش یکی دیگر از کمپهای پنج هزار بستر درمان اعتیاد در منطقه پلچرخی است. طبق لیست، ۴۹۱ نفر که از حمله جان به سلامت بردهاند به این کمپ منتقل شدهاند.
فهرست در سمت چپ دروازه کمپ امید، مربوط به کسانی بود که مجروح و به بیمارستانها منتقل شده بودند. نام حدود ۳۰۰ نفر در این لیست شامل بود. در همان زمان از یک داکتر که در دروازه ایستاده و نامهای بیماران را میخواند پرسیدم: «داکتر صاحب این فهرست مربوط به چه کسانیاند؟»
داکتر پاسخ داد: «لیستهای آویزان در سمت چپ مربوط به مجروحانی است که به بیمارستانها منتقل شدهاند. اگر اینجا بیمارتان وجود ندارد بروید و آنها را در میان زخمیها و کشتهشدگان جستجو کنید.»
در همین حین دو سرباز طالب با لباس شخصی به طرف من آمدند. از من پرسیدند: «کاکا چی کسیتان گم شده؟ اسمش را پیدا کردی؟ اسمش چیست؟ به آنها گفتم برادرزادهام است. نامی به آنها دادم.»
برایم عجیب بود که چرا این قدر افراد طالبان همه را زیر نظر داشتند. چنین رویههایی عمدتا معمول نیست. به دلیل مسائل امنیتی کسی نمیتوانست تلفن همراهاش را از جیبش بیرون بیاورد. به سختی جرات کردم عکسی پنهانی از فهرست آویزان شده در دو طرف دروازه بگیرم.
در آن لحظه یک زن سالخورده به سمت من آمد و پرسید که این فهرست مربوط به چه کسانی است؟ من آنچه را که دیده بودم برایش توضیح دادم. او بیسواد بود و از من کمک خواست. او گفت: «برادرم در این کمپ تحت درمان بود. به اسمش نگاه کن!»
نامهایی که در لیستها بود را یکی یکی جستجو کردم، اما پیدایشان نکردم. گفتم: «خواهر نام برادرت در این لیستها نیست.» در آن لحظه از او پرسیدم: «برادرت را چی وقت در اینجا آورده بودی؟»
گفت: «ما او را نیاوردیم، طالبان سه ماه پیش او را از منطقه چهلستون دستگیر کردند و به اینجا آوردند. من در بیمارستانها پیدا نتوانستم، شاید سوخته باشد.»
مرد جوانی در پهلوی من ایستاده بود. به او نزدیک شدم و پرسیدم: «کسی از شما هم گم شده؟» جواب داد نه: «من خودم اینجا تحت درمان بودم، اما بعد از حمله فرار کردم.» خودش هم از طالبان میترسید که دوباره دستگیر نشود. ناماش را پرسیدم، … نام داشت. شش ماه را در این بیمارستان گذرانده بود. از او در مورد حمله پرسیدم.
او گفت: «حدود ساعت ۹ شب بود که صدای طیاره های جیت را شنیدم و در همین حال سر کمپ ما بمب انداخت، سه بلاک کمپ آتش گرفت، ما که در بلاک دیگر بودیم راه فرار را در پیش گرفتیم و بیرون آمدیم.»
او معلومات بیشتری نداد، اما چند نفر دیگر در اینجا نیز تایید کردند که تعدادی از بیماران پس از حمله فرار کرده بودند و برخی از آنها توسط طالبان دوباره به مرکز دیگری بازگردانده شدهاند.
پاکستان مدعی است که یک مقر نظامی را هدف قرار داده است. ابهامات زیادی در این حمله وجود دارد. دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار تحقیق مستقل و بیطرفانه شده است.
با کارمند یک شرکت تولیدی در آن منطقه حرف زدم. او گفت: «سه بلاک کاملاً سوخته بود، افراد زیادی سوخته بودند، بیش از صدها کشته و زخمی وجود داشت، اما من اطلاعات دقیقی ندارم.»
در شفاخانهها چه خبر بود؟
گفته میشد که شماری از کشتهشدگان و مجروحان به شفاخانههای وزیراکبر خان و چهارصد بستر نیز منتقل شدهاند.
با مرد دیگری که به دنبال قربانی خود بود، به سمت شفاخانه وزیر محمداکبرخان رفتیم. ممانعتی در دروازه ورودی اصلی شفاخانه وجود نداشت. مستقیم به بخش زخمیها رفتیم. اما در آنجا تدابیر امنیتی شدید بود. چهار فهرست از نام زخمیها به دیوارها نصب شده بود. نام حدود دوصد نفر.
مردی که با من بود، نام مورد نظر خود را در این فهرستها پیدا نکرد. به شفاخانه چهارصد بستر رفتیم. هیچ لیستی وجود نداشت. اما به افراد اجازه داده میشد که بخش سردخانه محل نگهداری اجساد را ببینند.
وقتی به سردخانه رسیدم، سه آمبولانس در دروازه اصلی ایستاده بود. کارکنان سردخانه اجساد پیچیده شده در کیسههای پلاستیکی را به آمبولانسها منتقل میکردند.
با اجازه مامور طالبان، وارد یک اتاق شدیم. در یک اتاق بزرگ ۹۰ جسد که تقریبا کاملا سوخته بود، در تختهای سه طبقه گذاشته شده بودند. اجساد قابل شناسایی بودند. بعد از این به دو اتاق دیگر رفتم اجساد بدون تابوت روی زمین گذاشته شده بودند. در یک اتاق ۱۵ جسد و در اتاق دیگر ۸ جسد. آثار سوختگی زیادی در اجساد نمایان بود.
از سردخانه بیرون شدم. از کارگرانی که هنوز اجساد را داخل آمبولانسها منتقل میکردند، در مورد اجساد پرسیدم. یکی از کارگران جواب داد: «اینها اجسادی هستند که قابل شناسايی نبودند و بستگانشان پیدا نشدهاند. حال آنها را میبریم و دفن میکنیم.»
اطلاعات بیشتری ندادند، اما گفتند اگر بستگان اجساد باقی مانده تا فردا پیدا نشوند، آنها را نیز میبریم و دفن میکنیم. از یکی از کارمندان دیگر معلومات دریافت کردم که اجساد ۵۰ نفر که قابل شناسايی نبودهاند، روز چهارشنبه ۲۷ حوت در یک گور دسته جمعی در تپه سرای شمالی دفن شدهاند.
هنگام خارج شدن از شفاخانه چهارصد بستر در ایست بازرسی اول شفاخانه حدود پنج زن و شماری از مردان ایستاده بودند. آنها آمده بودند که اجساد را شناسایی کنند، اما سربازان طالبان به آنها اجازه ورود نمیدادند. به آنها گفته شده بود: «رسمیات تمام شده فردا بیایید.»
به شفاخانه ایمرجسنی رفتم، فهرستی از زخمیها به دیوار نصب شده بود. بررسی کردم، حدود ۲۷ زخمی به آنجا آورده شده بود. به گفته مسئولان شماری از آنها پس از درمان مرخص شده بودند.
به طب عدلی در منطقهی سناتوریم دارالامان شهر کابل رفتم. آنجا تدابیر امنیتی شدیدتری وجود داشت. کسی مستقیم اجازه نداشت اجساد را ببیند. یک کارمند صحی به مردم در مورد اجساد معلومات میداد. «اینجا در مجموع ۱۰۸ جسد آورده شده، همه آنها تکه تکه و سوخته اند، طوری که قابل شناسایی نیستند، ما یک دست و یک پا برای هر جسد شمردیم، بنابراین میگویم که ۱۰۸ جسد آورده شده است.»
بر اساس معلومات و آمار دقیقی که دریافت کردم، در کمپ امید حدود ۱۸۰۰ نفر از بیماران تحت درمان بودهاند. طالبان گفتهاند، حدود ۵۰۰ نفر آسیبی ندیدهاند. ۴۹۱ نفر دیگر به کمپ آغوش منتقل شدهاند.
اما به درستی آمار قربانیان یکدست و روشن نیست.
شواهد در شفاخانه گواه این است که حدود ۲۷۰ تن جان خود را از دست دادهاند. گفته میشود، برخی از اجساد در محل حتا خاکستر شدهاند. لیست مجروحان که در دروازه کمپ امید فهرست شده، نشان میدهد که حدود ۳۰۰ نفر زخمی شدهاند.
طالبان جریان خبررسانی دقیق را بسته اند. یا دستکم به رسانههای محدودی این دسترسی را دادهاند. واقعا قابل درک نیست که چرا؟
واقعیت اما این است که آنچه در کمپ امید رخ داده، یک فاجعه تمام عیار انسانی است. برخی از اجسادی را که در شفاخانه چهارصد بستر دیدم، به گونهای سوخته بودند که هیچ کس قادر به دیدن آنها نبود. برخی اجساد زغال گشته بودند. به سختی میتوانستم به آنها نگاه کنم. وحشتی که قابل دیدن نبود.
یان اگلند، رئیس شورای پناهندگان ناوری گفت نیازهای بشردوستانه در ایران به سرعت در حال افزایش است.
او گفت از آغاز درگیری تاکنون میلیونها نفر تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران را ترک کردهاند.
یان اگلند، رئیس شورای پناهندگان ناروی گفت در حالی که جنگ اغلب به عنوان یک بازی شطرنج ژئوپلیتیکی تصویر میشود، اما واقعیت برای خانوادهها «بسیار ناگوارتر است». او افزود، برآوردها نشان میدهد که بیش از سه میلیون نفر در داخل ایران آواره شدهاند.
آقای اگلند در گفتوگو با شبکه الجزیره تاکید کرده که شورای پناهندگان ناروی با کمبود نیرو، فشار بیش از حد و کمبود بودجه مواجه است. بیشتر کارهای امدادی توسط سازمانهای ملی و محلی انجام میشود. حمل و نقل و پروازها مختل شده و گروههای محلی و بینالمللی برای رساندن تدارکات مورد نیاز به شدت تلاش میکنند.
به گفته او، بسیاری از مردم ایران با موترهای شخصی خود از شهرهای بزرگ، عمدتاً تهران، فرار میکنند، به این امید که شهرهای کوچکتر در اماناند، «اما بسیاری از این مکانها نیز بمباران میشوند.»
یکی از نکات قابل توجه حضور تیم ملی بزکشی افغانستان در مسابقات جهانی «کوکپر» قزاقستان، عدم استفاده این تیم از بیرق ملی افغانستان در مسابقات بود. در حالی که تمامی تیمها با بیرق رسمی کشور خود در این رقابتها حضور داشتند، تیم افغانستان بهجای بیرق ملی، از لوگوی فدراسیون استفاده کرد
با این حال، بیرق سهرنگ افغانستان روی لباس بازیکنان بود و در جریان پخش زنده تلویزیونی نیز از همین بیرق استفاده میشد؛ اما در مراسم افتتاحیه و همچنین در طول مسابقات، تیم افغانستان بیرق متفاوتی را با خود حمل میکرد.
دلیل ادامه استفاده ورزشکاران افغانستان از بیرق سهرنگ در رقابتهای بینالمللی تا حد زیادی روشن است؛ اما استفاده از لوگوی فدراسیون یا نهادهای ورزشی بهجای بیرق ملی در رقابتهایی با سطح جهانی، موضوعی کمسابقه به شمار میرود.
پیش از این، در رقابتهای بینالمللی—در شرایط مشابه—ورزشکاران افغانستان معمولاً با بیرق ملی کشور حضور پیدا میکردند و استفاده از بیرق جایگزین در چنین سطحی از مسابقات، کمتر دیده شده بود.
این موضوع میتواند بحثهایی را در مورد نحوه حضور و هویت نمایندگی تیمهای ورزشی افغانستان در رویدادهای جهانی بهدنبال داشته باشد.