روسیه با حذف نام طالبان از فهرست گروه‌های تروریستی در پی چیست؟

روسیه اخیراً گام‌هایی برای مشروعیت‌بخشی به رژیم طالبان در افغانستان برداشته است. ماه گذشته میلادی، دفتر دادستان کل روسیه رسماً از دیوان عالی این کشور درخواست کرد تا طالبان را از فهرست سازمان‌های تروریستی حذف کند.

با وجود اینکه روسیه طالبان را از سال ۲۰۰۳ به‌عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده بود، اما مقام‌های ارشد روسی چندین دیدار دیپلوماتیک با نمایندگان این گروه برگزار کرده و تعامل با طالبان را برای ثبات افغانستان و مقابله با گروه‌هایی مانند داعش ضروری می‌دانند.

در دسامبر ۲۰۲۴، دومای دولتی روسیه لایحه‌ای را تصویب کرد که حذف طالبان از فهرست سازمان‌های تروریستی ممنوعه را تسهیل می‌کند؛ گامی که نشان‌دهنده حرکت به سوی به‌رسمیت‌شناختن رسمی این گروه است.

موسسه مطالعاتی رابرت لنسنگ در مطلبی نوشت که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، طالبان را «متحد قابل اعتماد» در مبارزه با تروریسم خوانده است، اظهارنظری که تغییر قابل‌توجهی در موضع رسمی روسیه نسبت به این گروه را نشان می‌دهد.

این اقدامات بیانگر منافع استراتژیک روسیه در تعامل با طالبان برای گسترش نفوذ این کشور در آسیای مرکزی و رسیدگی به نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای است.

این مرکز نوشت که تعامل فزاینده روسیه با رژیم طالبان در افغانستان، نگرانی‌های ژئوپلیتیکی جدی را به دنبال داشته است. با اینکه طالبان در بسیاری از کشورها، از جمله خود روسیه، به‌عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود، مسکو روابط دیپلوماتیک خود را با این گروه حفظ کرده و حمایت اقتصادی و سیاسی از آن ارایه داده است. 

اهداف روسیه از تعامل روزافزون با طالبان 

نویسنده مطلب نوشت که روسیه نگران است که بی‌ثباتی در افغانستان به گسترش افراط‌گرایی و تروریسم به آسیای مرکزی منجر شود، منطقه‌ای که مسکو آن را در حوزه نفوذ خود می‌داند.

مسکو با تعامل با طالبان، به دنبال رویکرد امنیتی همکاری‌جویانه‌ است تا نفوذ گروه‌هایی مانند داعش خراسان را محدود کند. رابطه طالبان و داعش شاخه خراسان پیچیده و متمایز از روابط کلی روسیه و طالبان است.

برخلاف طالبان که به دنبال کنترول بر قلمرو افغانستان است، داعش خراسان در پی ایجاد یک خلافت جهادی جهانی است و طالبان را به اندازه کافی افراطی نمی‌داند. از سال ۲۰۱۵، داعش شاخه خراسان حملات مرگباری علیه طالبان و غیرنظامیان در افغانستان انجام داده است. طالبان نیز به شدت با این گروه مبارزه کرده و همین امر زمینه‌ساز نزدیکی آن با روسیه شده است.

نویسنده باور دارد که روسیه داعش خراسان را تهدیدی امنیتی می‌بیند، به‌ویژه به دلیل توانایی این گروه در جذب نیرو از آسیای مرکزی. سرویس‌های اطلاعاتی روسیه درباره برنامه‌های داعش شاخه خراسان برای هدف قرار دادن مسکو و متحدانش در منطقه هشدار داده‌اند. با این حال، مسکو علی‌رغم ماهیت افراطی طالبان، این گروه را نیرویی تثبیت‌کننده وضعیت در افغانستان می‌داند.

در مقابل، ایالات متحده با هر دو گروه طالبان و داعش خراسان مخالف است، اما تمرکز سیاست ضدتروریستی‌اش بر داعش خراسان است و با حملات پهپادی و عملیات اطلاعاتی، رهبران این گروه را هدف قرار داده است. همکاری روسیه و طالبان می‌تواند تلاش‌های ایالات متحده را با ایجاد محیطی امنیتی که اجرای ماموریت‌های ضد داعش را دشوارتر می‌کند، پیچیده سازد.

روسیه و طالبان ممکن است مکانیزمی برای اشتراک اطلاعات علیه داعش ایجاد کنند که این امر ایالات متحده را از عملیات ضدتروریستی کنار می‌گذارد و روسیه را به قدرت خارجی کلیدی تبدیل می‌کند که سیاست‌های امنیتی داخلی افغانستان را هدایت می‌کند.

مواجهه با ایالات متحده

موسسه رابرت لنسنگ نوشت که سیاست روسیه در قبال طالبان به‌طور تنگاتنگ با رویارویی گسترده‌تر آن با ایالات متحده پیوند خورده است.

مسکو با تعامل با طالبان قصد دارد میراث مداخله ایالات متحده در افغانستان را تضعیف کند و خروج واشنگتن را به‌عنوان یک شکست به تصویر بکشد؛ روابط خود را با رژیم‌های ضدغربی تقویت کند؛ از رابطه با طالبان به‌عنوان اهرمی در مذاکرات دیپلوماتیک با ایالات متحده، به‌ویژه در موضوع تحریم‌ها و درگیری‌های ژئوپلیتیکی، بهره ببرد.

با وجود اینکه طالبان به‌طور رسمی یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود، روسیه رویکردی عمل‌گرایانه در تعامل با این گروه در پیش گرفته است. این تناقض را می‌توان این‌گونه توضیح داد:

روسیه منافع ژئوپلیتیکی عملی را بر سازگاری ایدئولوژیکی ترجیح می‌دهد؛ مسکو طالبان را قدرت واقعی در افغانستان می‌داند و تعامل با آن را برای تامین منافع خود ضروری می‌بیند؛ روسیه سابقه‌ای طولانی در تعامل با گروه‌های شبه‌نظامی دارد، زمانی که این امر با نیازهای استراتژیکش هم‌راستا باشد، مشابه سیاست‌هایش در سوریه و افریقا.

حمایت روسیه از طالبان بر پایه ملاحظات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی استوار است. این سیاست اگرچه به منافع استراتژیک مسکو هم‌راستاست، اما چالش‌هایی جدی برای ایالات متحده و اتحادیه اروپا در زمینه ضدتروریسم، ثبات منطقه‌ای و نفوذ ژئوپلیتیکی ایجاد می‌کند. تعامل روبه‌رشد روسیه با طالبان می‌تواند ردپای استراتژیک مسکو را در افغانستان گسترش دهد و نفوذ ایالات متحده در منطقه را به حداقل برساند.